تبليغاتX
e l e c t r o n i c

ســــــلـام

اگه دنبال یه مدار توپ می گردی که

درست کنی برو تو شعبه ۲ شیراز

الکترونیک

 

www.shirazelectronic2.blogfa.com

 

اگه مشکلی در رابطه با برق و الکترونیک دارید سوالتون رو به 

 

gmialireza21@yahoo.com

بفرستید و جوابشو بگیرید

 

 تقویت کننده های عملیاتی

تقویت کننده های عملیاتی به اختصار آپ امپ نامیده می شو ند.و به صورت مدار مجتمع در دسترس می باشند.این تقویت کننده ها از پایداری بالایی برخوردارند.، و با اتصال ترکیب مناسبی از عناصر خارجی مثل مقاومت،خازن،دیود و غیره به آنها،می توان انواع عملیات خطی و غیر خطی را انجام داد.
img/daneshnameh_up/f/f6/opamp_block1.jpg


از ویژگیهای اختصاصی تقویت کننده های عملیا تی ورودی تفاضلی و بهره بسیار زیاد است.

این المان الکترونیکی اختلاف میان ولتاژهای ورودی در پای های مثبت و منفی را در خروجی با تقویت بسیار با لایی آشکار می سازد.حتی اگر این اختلاف ولتاژ کوچک نیز باشد.،آنرا به سطح قابل قبولی از ولتاژ‌ در خروجی تبدیل می کند.به شکل مداری این المان در زیر توجه کنید.

این المان همواره دارای دو پایه مثبت و منفی در ورودی،این دو پایه ورودی مستلزم یک پایه در خروجی هستند.
پایه ورودی مثبت را در اصطلاح لاتین noninverting و پایه منفی را inverting می گویند.


نحوه عملکرد op_amp


این المان بسته به وضعیت پایه های ورودی و خروجی دارای شرایط و عملکرد متفاوتی خواهد شد که در زیر به توضیح راجب این وضعیت ها می پردازیم.


اگر inverting > noninverting باشد.خروجی به سمت منفی VSS اشباع می شود.منظور از منفی VSS مقدار منفی ولتاژ تغذیه آیسی است. مثلا اگر ولتاژ ورودی 5 ولت باشد و ورودی پایه منفی دارای ولتاژی بزرگتر از ورودی پایه مثبت باشد.خروجی به سمت منفی 5 ولت به اشباع می رود.


اگر inverting < noninverting باشد.خروجی به سمت مثبت VSS اشباع می شود.مثلا اگر تغذیه آیسی 5 ولت باشد.و ورودی پایه مثبت دارای ولتاژی بزرگتر از پایه منفی باشد.خروجی به سمت مثبت 5 ولت به اشباع می رود.به شکل توجه کنید این شکل گویای همه مطالب است.همانطور که مشاهده می کنید.،هر جا که اختلاف ولتاژ ورودی مثبت باشد.خروجی به اشباع مثبت VSS می رود.و همچنین هر جا که اختلاف ولتاژ ورودی منف با شد خروجی به منفی VSS می رود.
منظور از اختلاف ولتاژ ،اختلاف بین ورودی مثبت از منفی است.
img/daneshnameh_up/4/4e/opoutput1.jpg

بدون قرار دادن فیدبک از خروجی به ورودی، ماکزیمم اشباع در خروجی با کمترین اختلاف ولتاژ‌ در پایه های مثبت و منفی ورودی بوجود می آید.در این حالت مدار شما بسیار نویز پذیر است.

در حالت ایده آل منظور حالت غیر عملی است.،در این حالت op-amp ها دارای مقاومت ورودی بی نهایت تقویت سیگنال ورودی در خروجی به صورت بی نهایت و مقاومت خروجی صفر هستند.

در حالت واقعی گین یا تقویت بین ولتاژ های مثبت و منفی ورودی محدود می شود.

بین پایه های ورودی و خروجی آپ امپ جریانی وجود ندارد.و این تنها ولتاژ ورودی است که خروجی را کنترل می کند.








استفاده از فیدبک در آپ امپ


با استفاده از فیدبک می توانید میزان تقویت ولتاژ های ورودی در خروجی را تعیین کنید.فیدبک می تواند.،از خروجی به هر یک از پایه های مثبت و منفی صورت گیرد.در آپ امپ اغلب فیدبک از خروجی به پایه منفی صورت می گیرد این نوع فیدبک را فیدبک منفی یا negative feedback می نامند.
با استفاده از فرمول زیر می توانید. میزان تقویت یا گین(gain) را در این نوع از فیدبک به راحتی محاسبه کنید.

در فرمول فوق Rf همان مقاومت فیدبک است.که در شکل زیر با نام R2 و از خروجی به پایه منفی ورودی زده شده است.منظور از Rin نیز مقاومت ورودی است.،که در شکل زیر با نام R1 می باشد.
img/daneshnameh_up/8/80/invertingamp.gif

بنابر فرمول فوق اگر Rf برابر صفر باشد دیگر تقو یتی وجود ندارد.،و GAIN برابر یک می شود.در این حالت ولتاژ خروجی برابر ولتاژ ‌ورودی است.در این وضعیت آپ امپ تنها به صورت یک بافر مجزا کننده یا ISOLATE کننده جریان ورودی از خروجی عمل می کند.شکل زیر نشان می دهد چگونه خروجی بدون استفاده از مقاومت به پایه منفی ورودی فیدبک زده شده است.

img/daneshnameh_up/d/d4/voltagefollower.jpg




آپ امپ در حالت مقایسه گری یا

Comparator

در این حالت کوچکترین اختلاف بین ولتاژ های ورودی تقویت شده و در خروجی نمایان می شود.
در این وضعیت خروجی زمانی high یا سوییچ می شود.که مقدار ولتاژ‌ در پایه inverting یا منفی به سطح ولتاژ‌ در پایه noninverting یا مثبت برسد.این ولتاژ در شکل زیر برابر vref است.
از این نوع مدار جهت مقایسه ولتاژ های ورودی به خصوص در سنسورها استفاده می شود.
در این مدار به جای مقاومت R2 می توانید از پتانسیومتر جهت تعیین ولتاژ‌ Vref و تنظیم آن به صورت دلخواه استفاده کنید.
img/daneshnameh_up/2/22/comparator.jpg















 

تقویت کننده مستقیم (noninverting

amplifier) 

 


در این حالت ورودی منفی یا inverting توسط مقاومت R1 زمین می شو د.و فیدک نیز از خروجی توسط مقاومت R2 به ورودی منفی فیدبک داده می شود.در این حالت خروجی کاملا هم فاز با ورودی خواهد بود.
img/daneshnameh_up/b/b3/noninverting.gif



















تغذیه Op-Amp


در بعضی موارد Op-Amp ها نیاز به دو منبع تغذیه مثبت و منفی دارند.
اگر ما مایل باشیم که تنها از خروجی مثبت آپ امپ استفاده کنیم.در واقع منظور ولتاژ های مثبت در خروجی است.در این حالت می بایست منفی Vss را به زمین متصل کنیم.ولتاژ‌ مثبت را تنها به پایه تغذیه مثبت وصل کنیم.
در این حالت شما بایستی از دو باطری یا از یک منبع تغذیه دوتایی مثبت و منفی استفاده کنید.
در لینک زیر می توانید.یک مدار ساده تغذیه دوبل را تجربه کنید.
تغذیه دوبل 5 ولت

نکاتی راجب به Op-Amp


هیچگاه تغذیه مثبت و منفی آپ و امپ را به صورت معکوس وصل نکنید.،با این کار Op-Amp خواهد سوخت.
تغذیه ورودی های مثبت و منفی می بایست.از مقادیر ورودی در پایه های inverting و noninverting بیشتر باشد.سیگنال های ورودی و خروجی را توسط خازنهای 1.0ufتا 0.1uf زمین کنید تا از تاثیر نویز در مدار خود جلوگیری کنید.

در حالت ایده آل آپ امپ ها دارای مقاومت ورودی بالا و در نتیجه جریان ورودی در حد صفر و مقاومت خروجی صفر می باشند.همچنین در این حالت ولتاژ‌ در ورودی های مثبت و منفی با یکدیگر مساوی هستند.
 
 

+ نوشته شده توسط عیلرضا اسلامی نژاد در چهارشنبه بیست و یکم دی 1384 و ساعت 23:45 |

راهنماى لحيمكارى

لحيمكارى را دست كم نگيريد.

براى ساخت و تعمير دستگاههاى الكترونيكى دانستن يك فن كاملاً ضرورت دارد و اين فن چيزى جز لحيمكارى نيست. لحيمكارى ظاهراً كار ساده اى به نظر ميرسد كه هر كس حتى در اولين تمرين، خود را قادر به انجام آن ميداند و اتفاقاً همين ساده پنداشتن موضوع اغلب مايه دردسر و اتلاف وقت افراد ميشود. حقيقت اين است كه لحيمكارى كار دشوارى نيست اما اگر كسى قواعد ساده اين فن را خوب نشناسد در ساختن دستگاههاى الكترونيكى با مشكلات جدى مواجه ميشود و اغلب خود شخص متوجه نميشود كه علت كار نكردن يا سوختن دستگاه مورد علاقهاش جز يك اشتباه در لحيمكارى چيز ديگرى نيست.

به كمك اين راهنما، همه ميتوانند لحيمكارى را به روش صحيح بياموزند و در ساختن دستگاههاى الكترونيكى موفقتر باشند.

 با توجه به اهميت موضوع، ما بطور خلاصه به ذكر پارهاى از توضيحات لازم درباره لحيمكارى و مونتاژ قطعات ميپردازيم و توصيه ميكنيم قبل از آنكه ساختن كيتى را آغاز كنيد، در خارج از فيبر مدارچاپى چند بار لحيمكارى را تمرين كنيد.

 وسايلى كه براى لحيمكارى لازم است: يك هويه 30 يا 40 واتى با نوك تيز، سيم لحيم (60 درصد، روغندار و ترجيحاً خارجى) ، سيم چين و سمباده نرم.

 وسايلى كه بهتر است تهيه شود: پايه هويه، ابرنسوز يا اسفنج‌نسوز (براى تميز كردن سر هويه) و روغن لحيم

 ابتدا سطح پشت فيبر مدارچاپى (قسمت مسى) را با يك سنبادة نرم كاملاً تميز و براق نمائيد.

 

توجه: قطعات الكترونيكى بايد با آرايشى منظم روى فيبر نصب شوند. بى‌نظمى و بهم ريختگى قطعات بروى فيبر، هم ظاهر كار را خراب مى‌كند و هم موجب اتصال قطعات به‌ يكديگر و بروز مشكلات‌ متعدد مى‌شود. در شكلهاى ‌1 و 2 ، دو نمونه‌ از آرايش‌ درست‌ و نادرست‌ قطعات‌ نشان‌ داده‌ شده‌ است‌ كه‌ به‌ آسانى‌ مى‌توان‌ اين‌ دو نمونه‌ را با هم‌ مقايسه‌ كرد. پس‌ از چيدن‌ قطعات‌ بر روى‌ فيبر و عبور دادن‌ پايه‌هاي‌ آنها از سوراخهاي‌ فيبر، كمي‌ پايه‌ها را كج‌ كنيد تا كيت‌ آماده‌ لحيمكاري‌ شود.

روش صحيح لحيمكاري: ابتدا بايد نوك هويه را كه كاملاً داغ شده براي چند لحظه در محل لحيمكاري (كنار پايه قطعه) قرار دهيد تا محل لحيمكاري كمي گرم شود

 

سپس نوك سيم لحيم را در همان محل قرار داده و آن را به نوك هويه بچسبانيد و حدود 2 تا 3 ثانيه تأمل كنيد تا قلع كاملاً در محل ذوب شود و محل لحيم را فرا گيرد.

با دور كردن سيم لحيم، نوك هويه را نيز از محل لحيمكاري دور كنيد و سعي كنيد محل لحيمكاري را چند ثانيه ثابت نگه داريد تا قلع ذوب شده كاملاً منجمد و محكم شود.

وقتي سيم لحيم كاملاً در محل لحيمكاري ذوب شد، هويه و سيم لحيم را از محل دور كنيد، اما چون چند لحظه طول مي‌كشد تا لحيم ذوب شده و سخت و جامد شود، بنابر اين لازم است چند ثانيه‌اي محل لحيمكاري را ثابت و بدون حركت نگه داريد. به ياد داشته باشيد كه تكان خوردن محل لحيمكاري، ممكن است منجر به ترك خوردن‌ لحيم شود كه عيب بزرگي به حساب مي‌آيد.

هيچگاه در خارج از محل لحيمكاري سيم لحيم را به نوك هويه نزنيد.

توجه: از زدن روغن لحيم جداً خودداري فرماييد، زيرا روغن لحيم باعث كثيف شدن مدار و در نتيجه عدم كارايي لازم كيت مي شود.

سيم اضافي را به وسيله سيم چين از بيخ كوتاه كنيد:

حال لحيمكاري تمام است. پس از آنكه لحيم كاملاً سفت و جامد شد، سيم اضافي را از ته بوسيله سيم چين كوتاه كنيد. ديده مي‌شود كه بعضي از افراد تازه كار سيم اضافي را چند بار به چپ و راست خم ميكنند تا سيم بريده شود. البته با اين عمل ممكن است بتوان سيم اضافي را قطع كرد، اما به احتمال زياد لحيم آسيب مي‌بيند و در آن شكاف و تركهاي ظريفي به وجود مي‌آيد كه پس از اتمام كار، يا دستگاه كار نخواهد كرد و يا كار آن رضايت بخش نخواهد بود، و آن وقت ساعتها وقت شما تلف مي‌شود تا متوجه شويد كه اشكال ناشي از همان لحيمي است كه سيم اضافي آن را با تكانهاي مكرر و خلاصه با زور از جايش قطع كرده‌ايد!

چگونه سيم را به فيبر مدار چاپي لحيم كنيم؟

فرض كنيد مي خواهيد چند رشته سيم را به نقاطي از فيبر مدار چاپي وصل كنيد (مثلاً سيمهاي بلندگو، جاباتري و غيره). روش صحيح از اين قرار است: نوك سيم را حدود نيم سانتيمتر لخت كنيد و رشته هاي افشان سيم را خوب بتابانيد. سپس سيم را به روغن لحيم آغشته كرده و به وسيله هويه داغ و كمي سيم لحيم، نوك لخت سيم را به لحيم آغشته كنيد بطوري كه قشر نازكي از قلع قسمت لخت شده سيم را در برگيرد و آن را به صورت يك ميله باريك صاف در آورد. حال اين سيم را به راحتي ميتوانيد وارد سوراخ مورد نظر بر روي فيبر كنيد و در پشت فيبر به لحيمكاري بپردازيد.

طرز لحيم كردن سيم به پايه ها:

بسيار اتفاق مي‌افتد كه شما بخواهيد سيمي را به پايه‌هاي لوازم الكترونيكي (مانند ولوم، لامپ، كليد و غيره) وصل كنيد. براي اين كار بايد به ترتيب زير عمل كنيد: نوك سيم را لخت كرده و طبق توضيحات قبلي سيم را به لحيم آغشته كنيد. پايه قطعه مورد نظرتان را نيز به لحيم آغشته كنيد. آنگاه نوك سيم را روي پايه مورد نظر قرار داده نوك هويه داغ را روي محل بگذاريد و كمي نگهداريد. ملاحظه مي‌كنيد كه حتي بدون نياز به سيم‌لحيم اضافي، نوك سيم به پايه مورد نظر شما لحيم مي‌شود. البته در مواردي كه جنس سيم ضخيم است، سيم‌لحيم اضافي نيز مصرف كنيد تا اتصال كاملاً محكم شود. توجه داشته باشيد كه نوك سيمها را بيش از حد لخت نكنيد. همچنين دقت كنيد در اثر سرايت لحيم اضافي، پايه‌ها به هم نزديك نشوند كه در اين موارد احتمال اتصال ميان پايه‌ها خيلي زياد است.

اين نكته را بايد متذكر شويم كه تنها با ممارست و تمرين و تجربه ميتوان به يك لحيمكاري ايده آل و عالي دست پيدا كرد و اگر اولين لحيمكاريتان مانند افراد حرفهاي نشد، چندان دلسرد نشويد.

نكته پاياني اينكه هر چند يك بار نوك هويه را داخل روغن لحيم بزنيد و سپس آنرا بر روي ابرنسوز يا اسفنج‌نسوز يا پارچه مرطوب چند بار بكشيد تا نوك هويه تميز و براق شود.

 

 

 

 

   
+ نوشته شده توسط عیلرضا اسلامی نژاد در چهارشنبه بیست و یکم دی 1384 و ساعت 22:45 |

جدا کردن قطعات از فيبر

در صورتي که شما قطعه اي را اشتباه يا برعکس روي فيبر نصب و لحيم کرده ايد لازم است آن را از فيبر جدا کرده و در جاي درست خود نصب کنيد. براي اين کار بايد از وسيله اي مخصوص به نام قلع کش استفاده کنيد.

در اينجا ما به شما روش جدا کردن قطعه از روي فيبر به کمک قلع کش را آموزش مي دهيم:

براي مثال ما مي خواهيد خازن لحيم شده اي را از روي فيبر کيت جدا کنيد. مطابق شکل مقابل ما بايد اين دو لحيم را جدا کنيد.

 

اهرم مکنده (پمپ) قلع کش را فشار داده تا در حالت ضامن باقي بماند.

 

نوک هويه را به محل لحيمکاري مي زنيم تا قلع ذوب شود.

 

در کمترين زمان ممکن نوک قلع کش را مطابق شکل به محل لحيم کاري بچسبانيد.

سپس کليد روي قلع کش را فشار دهيد تا قلع روي فيبر را به داخل خود بمکد.

 

اين عمل را تکرار کنيد تا تمام قلع روي فيبر مکيده شود همراه با اين کار به آرامي قطعه را از فيبر جدا کنيد.

 

توجه: اگر اين عمل را زياد تکرار کنيد ممکن است مس روي فيبر کنده شود بنابراين در انجام اين کار دقت کنيد.

 

در اينجا ضمن اينكه خدمات اين مؤسسه بتواند رضايت دوستاران الكترونيك را در بر داشته باشد، اميدواريم كه با نامه ها و پيامهايتان ما را در ادامهٴ راه، راهي كه در جهت رشد و شكوفائي نسل جوان جامعه اسلامي مان است، بيش از پيش ياري دهيد.

 

 

 

.

   
+ نوشته شده توسط عیلرضا اسلامی نژاد در چهارشنبه بیست و یکم دی 1384 و ساعت 22:29 |
 

نقشه خواني مدارات (علائم الکترونيک )

علائم الکترونيک نشانه هايي هستند که در مدارات الکترونيکي استفاده مي شود.. آن ها بيشتر زمان مونتاژ و امتحان مدارات بکار مي روند., و البته براي استفاده از مدار .

طرح قطعات معمولا با نقشه ي مدارات فرق دارد. براي ساخت يک مدار شما بايد با طرح قطعات بر روي فيبر مدار چاپي يا نقشه مدار آشنا باشيد .لطفا به مثال هاي زير توجه کنيد.

اتصالات وسيمها

قطعه نشانه ي مدار

توضيح مختصري از قطعه

سيم wire symbol عبور جريان به راحتي از يک قسمت مدار به قسمت ديگر آن.

To pass current very easily from one part of a circuit to another.

سيم هاي متصل wires joined symbol لکه سياه د هنگامي که سيم ها به هم متصل هستند کشيده مي شود.

This symbol is used in circuit diagrams where wires cross to show that they are connected (joined). The 'blob' is often omitted at T-junctions, but it is vital to include it at crossings.

سيمهاي بدون اتصال wires crossing but not joined symbol در يک دياگرام به طور معمول ترجيح داده مي شود جاهايي که سيم ها همديگر را قطع نمي کنند از حالت برآمدگي استفاده گردد اما علامت سمت چپي نيز درست است ولي ممکن است شما در يک نقشه کشي لکه سياه را فراموش کرده باشيد لذا علامت سمت راست بهتر مي باشد.

In complex circuit diagrams it is often necessary to draw wires crossing even though they are not connected. I prefer to use the 'hump' symbol shown on the right because the simple crossing on the left looks like a join where you have forgotten to add the 'blob'!

منابع انرژي

قطعه نشانه ي مدار

توضيح مختصري از قطعه

باطري cell symbol منبع انرژي الکتريکي سلول هاي انرژي معمولا به اشتباه باتري گفته مي شوند، اما باتري در واقع  2 يا چند سلول متصل به هم مي باشد.

Supplies electrical energy.
Single cells are often wrongly called a battery, but strictly a battery is two or more cells joined together.

باطري سري battery symbol باتري که انرژي الکتريکي را تامين کرده و از چندين سلول تشکيل شده است.

Supplies electrical energy. A battery is more than one cell.

منبع DC DC power supply symbol منبع تغذيه انرژي DC( مستقيم ، ثابت)

Supplies electrical energy.

AC منبع AC power supply symbol منبع تغذيه انرژي AC( متناوب )

Supplies electrical energy.

فيوز

يک وسيله محافظتي که در هنگام عبور جريان بيش از حد تايين شده قطع مي گردد.

A safety device which will 'blow' (melt) if the current flowing through it exceeds a specified value.

ترانسفورماتور

 

دو حلقه از سيم که با يک هسته آهني متصل مي باشد. ترانسفورماتورها جهت کاهش يا افزايش ولتاژ استفاده مي گردند.

Two coils of wire linked by an iron core. Transformers are used to step up (increase) and step down (decrease) AC voltages. Energy is transferred between the coils by the magnetic field in the core. There is no electrical connection between the coils.

زمين

اتصال به زمين؛ براي بسياري مدارات الکترونيکي به معني ولتاژ صفر مي باشد اما در بعضي مدارات  مانند مدارات راديويي به معناي اتصال واقعي به زمين مي باشد.

A connection to earth. For many electronic circuits this is the 0V (zero volts) of the power supply, but for mains electricity and some radio circuits it really means the earth. It is also known as ground.

لامپ ، گرمکن ، موتور ، بيزر ، زنگ

قطعه نشانه ي مدار

توضيح مختصري از قطعه

لامپ lamp (lighting) symbol

يک مبدلي که انرژي الکتريکي را به نور تبديل مي کند.

A transducer which converts electrical energy to light. This symbol is used for a lamp providing illumination, for example a car headlamp or torch bulb.

لامپ (شاخص)

lamp (indicator) symbol يک مبدلي که انرژي الکتريکي را به نور تبديل مي کند.

A transducer which converts electrical energy to light. This symbol is used for a lamp which is an indicator, for example a warning light on a car dashboard.

گرم کن heater symbol يک مبدل انرژي الکتريکي به گرما.

A transducer which converts electrical energy to heat.

موتور motor symbol يک مبدل انرژي الکتريکي به انرژي جنبشي (حرکتي).

A transducer which converts electrical energy to kinetic energy (motion).

زنگ bell symbol مبدل انرژي الکتريکي به صوتي.

A transducer which converts electrical energy to sound.

بيزر

 

buzzer symbol مبدل انرژي الکتريکي به صوتي.

A transducer which converts electrical energy to sound.

سلف يک حلقه از سيم که هنگامي که از آن جريان عبور کند تبديل به آهنربا مي شود ممکن است بعضي از آن ها هسته آهني داشته باشند و بعضي مواقع به عنوان مبدل انرژي الکتريکي به انرژي مکانيکي مورد استفاده قرار مي گيرد.

A coil of wire which creates a magnetic field when current passes through it. It may have an iron core inside the coil. It can be used as a transducer converting electrical energy to mechanical energy by pulling on something.

کليدها

قطعه نشانه ي مدار

توضيح مختصري از قطعه

کليد فشاري
(با فشار وصل مي کند)
push-to-make switch symbol يک کليد فشاري هنگامي که فشار داده مي شود اجازه عبور جريان را مي دهد يکي از موارد مورد استفاده اين کليد در زنگ درب مي باشد.

A push switch allows current to flow only when the button is pressed. This is the switch used to operate a doorbell.

(با فشار قطع مي کند)
کليد
push-to-break switch symbol اين نوع کليد فشاري به طور معمول بسته (روشن) مي باشد، هنگامي که فشار داده مي شود باز (خاموش) مي گردد.

This type of push switch is normally closed (on), it is open (off) only when the button is pressed.

کليد قطع و وصل
(SPST)
SPST on-off switch symbol يک کليد روشن- خاموش هنگامي که در حالت بسته قرار مي گيرد اجازه عبور جريان را مي دهد.

SPST = Single Pole, Single Throw.
An on-off switch allows current to flow only when it is in the closed (on) position.

کليد دو راهه
(SPDT)
SPDT switch symbol جريان با توجه به محل کليد در دو مسير مي تواند قرار گيرد اما همواره جريان در يکي از مسيرها جاري است در نوعي از اين کليد حالت سومي نيز وجود دارد که کليد به هيچ کدام از اين دو مسير متصل نبوده و خاموش مي باشد به اين نوع کليد، کليد روشن- خاموش - روشن گويند.

SPDT = Single Pole, Double Throw.
A 2-way changeover switch directs the flow of current to one of two routes according to its position. Some SPDT switches have a central off position and are described as 'on-off-on'.

کليد روشن خاموش دوبل
(DPST)
DPST switch symbol يک سوئيچ دوتايي روشن - خاموش که اغلب هنگامي که مي خواهيم هم فاز هم نول قطع باشد از آن استفاده مي کنيم.

DPST = Double Pole, Single Throw.
A dual on-off switch which is often used to switch mains electricity because it can isolate both the live and neutral connections.

کليد معکوس
(DPDT)
DPDT switch symbol اين کليد معمولا جهت معکوس کردن سيم ها در موتورها استفاده مي گردد بعضي DPDT ها داراي يک حالت وسط نيز که خاموش است مي باشد.

DPDT = Double Pole, Double Throw.
This switch can be wired up as a reversing switch for a motor. Some DPDT switches have a central off position.

رله

- NO = بطور معمول باز -COM = مشترک -NC = بطور معمول بسته. يک کليد الکتريکي که به وسيله الکتريسيته کنترل مي گردد براي مثال يک باتري 9 ولت مي تواند يک ولتاژ AC 220 را متصل نمايد. 

An electrically operated switch, for example a 9V battery circuit connected to the coil can switch a 230V AC mains circuit.
NO = Normally Open, COM = Common, NC = Normally  Closed.

مقاومت ها

قطعه نشانه ي مدار

توضيح مختصري از قطعه

مقاومت resistor symbol مقاومت جريان را محدود مي کند بعنوان مثال براي محدود کردن جريان عبوري از LED از مقاومت استفاده مي گردد همچنين از ترکيب خازن و مقاومت جهت مدارات تايمينگ استفاده مي گردد.

A resistor restricts the flow of current, for example to limit the current passing through an LED. A resistor is used with a capacitor in a timing circuit.

مقاومت متغير
(رئوستات)
rheostat symbol مقاومت متغيير رئوستا در واقع از دو سر تشکيل شده و معمولا جهت کنترل جريان استاده مي گردد مانند: تنظيم روشنايي لامپ، تنظيم سرعت موتور يا تنظيم زمان شارژ خازن در مدارات تايمينگ.

This type of variable resistor with 2 contacts (a rheostat) is usually used to control current. Examples include: adjusting lamp brightness, adjusting motor speed, and adjusting the rate of flow of charge into a capacitor in a timing circuit.

مقاومت متغير
(پتانسيومتر)
potentiometer symbol مقاومت متغيير پتانسيومتر از سه سر تشکيل شده و معمولا جهت کنترل ولتاژاستفاده مي گردد.

This type of variable resistor with 3 contacts (a potentiometer) is usually used to control voltage. It can be used like this as a transducer converting position (angle of the control spindle) to an electrical signal.

مقاومت متغير
(Preset)
preset symbol اين نوع مقاومت متغيير معمولا با پيچ گوشتي هاي کوچک يا ابزاري شبيه به آن تغيير کرده و براي مصارفي طراحي شده است که  بخواهيم براي يکبار آن را تغير داده وسپس ثابت بماند ضمنا به دليل ارزانتر بودن قيمت اين نوع مقاومت هاي متغيير نسبت به مقاومت هاي متغيير ديگر، در پروژه هايي که کار آنها پايان يافته و فقط يکبار تنظيم لازم است استفاده مي گردد.

This type of variable resistor (a preset) is operated with a small screwdriver or similar tool. It is designed to be set when the circuit is made and then left without further adjustment. Presets are cheaper than normal variable resistors so they are often used in projects to reduce the cost.

فتوسل
LDR
(مقاومت نوري)
LDR symbol يک مبدل نور به مقاومت يعني با تغيير نور مقدار مقاومت نيز تغيير مي کند.DR = Light Dependent Resistor (مقاومت تابعي است نور)

A transducer which converts brightness (light) to resistance (an electrical property).

ترميستور thermistor symbol يک مبدل حرارت به مقاومت يعني با تغيير دما مقدار مقاومت نيزز تغيير مي کند.

A transducer which converts temperature (heat) to resistance (an electrical property).

خازنها

قطعه نشانه ي مدار

توضيح مختصري از قطعه

خازن capacitor symbol يک خازن الماني جهت نگهداري از الکتريسيته مي باشد. يک خازن همراه مقاومت جهت مدارات تايمينگ يا جهت فيلترها استفاده مي گردد  .

A capacitor stores electric charge. A capacitor is used with a resistor in a timing circuit. It can also be used as a filter, to block DC signals but pass AC signals.

خازن الکتريکي polarised capacitor symbol اين نوع خازن ها داراي پلاريته بوده و در مدار بايد درست نصب گردند.

A capacitor stores electric charge. This type must be connected the correct way round. A capacitor is used with a resistor in a timing circuit. It can also be used as a filter, to block DC signals but pass AC signals.

خازن متغير variable capacitor symbol خازن متغيير در تيونرهاي راديو استفاده مي گردد.

A variable capacitor is used in a radio tuner.

خازن تريمر trimmer capacitor symbol اين نوع خازن متغيير معمولا با پيچ گوشتي کوچک يا ابزاري مانند آن تنظيم مي شود؛اين نوع خازن در مداراتي کاربرد دارد که نياز به تغيير دائمي نداشته و براي يکبار بخواهيم آن را تنظيم کنيم.

This type of variable capacitor (a trimmer) is operated with a small screwdriver or similar tool. It is designed to be set when the circuit is made and then left without further adjustment.

ديودها

قطعه نشانه ي مدار

توضيح مختصري از قطعه

ديود diode symbol  الماني که تنها اجازه عبور جريان از يک سمت را مي دهد.

A device which only allows current to flow in one direction.

LED
ديود نور دهنده
LED symbol يک مبدل انرژي الکتريکي به نور.

A transducer which converts electrical energy to light.

Zener ديود zener diode symbol يک نوع ديود خاص که استفاده اصلي آن هنگامي است که ولتاژ ثابتي را از يک خوجي بخواهيم.

A special diode which is used to maintain a fixed voltage across its terminals.

ديود گيرنده نور مادون قرمز photodiode symbol يک ديود که به نور ( معولا مادون قرمز) حساس مي باشد.

A light-sensitive diode.

ترانزيستورها

قطعه نشانه ي مدار

توضيح مختصري از قطعه

ترانزيستور NPN

NPN transistor symbol ترانزيستور جريان را تقويت مي کند کاربرد ترانزيستور بسته به نوع مدار تقويت يا سوئيچ مي باشد.

A transistor amplifies current. It can be used with other components to make an amplifier or switching circuit.

ترانزيستور PNP

PNP transistor symbol ترانزيستور جريان را تقويت مي کند کاربرد ترانزيستور بسته به نوع مدار تقويت يا سوئيچ مي باشد.

A transistor amplifies current. It can be used with other components to make an amplifier or switching circuit.

فوتو ترانزيستور گيرنده مادون قرمز Phototransistor symbol يک ترانزيستور که به نور ( معولا مادون قرمز) حساس مي باشد.

A light-sensitive transistor.

صوتي

قطعه نشانه ي مدار

توضيح مختصري از قطعه

ميکروفون microphone symbol يک مبدل صدا به انرژي الکتريکي.

A transducer which converts sound to electrical energy.

هدفون earphone symbol بک مبدل انرژي الکتزريکي به صوت .

A transducer which converts electrical energy to sound.

 بلندگو speaker

loudspeaker symbol بک مبدل انرژي الکتزريکي به صوت .

A transducer which converts electrical energy to sound.

آمپليفاير
(نشانه ي اصلي)
amplifier symbol نشان يک تقويت کننده در مدارات؛ تقويت کننده اي با يک ورودي و يک خروجي.

An amplifier circuit with one input. Really it is a block diagram symbol because it represents a circuit rather than just one component.

اندازي گيري

قطعه نشانه ي مدار

توضيح مختصري از قطعه

ولت متر voltmeter symbol ولتمتر جهت اندازه گيري ولتاژ به کار مي رود .

A voltmeter is used to measure voltage.
The proper name for voltage is 'potential difference', but most people prefer to say voltage!

آمپرمتر ammeter symbol اسيلوسکوپ جهت نمايش شکل سيگنال مي باشد از اسيلوسکوپ جهت به دست آوردن ولتاژ و فرکانس نيز مي توان استفاده نمود.

An ammeter is used to measure current.

ميتر galvanometer symbol گالوانومتر جهت اندازه گيري جريان هاي بسيار کم در حدود يک ميلي آمپر يا کمتر استفاده مي شود.

A galvanometer is a very sensitive meter which is used to measure tiny currents, usually 1mA or less.

اسيلسکوپ اسيلوسکوپ جهت نمايش شکل سيگنال مي باشد از اسيلوسکوپ جهت به دست آوردن ولتاژ و فرکانس نيز مي توان استفاده نمود.
اهم متر ohmmeter symbol اهم متر وسيله اي جهت اندازه گيري اهم مي باشد.

An ohmmeter is used to measure resistance. Most multimeters have an ohmmeter setting.

 ديگرعلائم

قطعه نشانه ي مدار

توضيح مختصري از قطعه

آنتن aerial symbol جهت گرفتن يا فرستادن امواج راديويي

A device which is designed to receive or transmit radio signals. It is also known as an antenna.

گيت هاي منطقي:

IEC =International Electrotechnical Commission (کميته جهاني الکتروتکنيک)

 نوع گيت  علائم سنتي  علائم IEC مفهوم علامت

NOT

گيت NOT تنها يک ورودي دارد؛ دايره در شکل (خروجي) به معناي معکوس کردن بکار مي رود؛ خروجي گيت NOT معکوس ورودي مي باشد يعني خروجي هنگامي درست است که ورودي غلط باشد.
AND

يک گيت AND مي تواند دو يا بيشتر ورودي داشته باشد؛خروجي هنگامي درست است که تمام ورودي ها درست باشد.

NAND

 

يک گيت NAND مي تواند دو يا بيشتر ورودي داشته باشد؛ دايره در شکل (خروجي) به معناي معکوس کردن بکار مي رود؛ ترکيب Not AND به NAND منجر مي شود،خروجي گيت NAND درست است تا هنگامي که تمام ورودي ها درست مي باشد.

OR

يک گيت OR مي تواند دو يا بيشتر ورودي داشته باشد؛خروجي هنگامي درست است که حداقل يک ورودي ها درست باشد.

NOR

يک گيت NOR مي تواند دو يا بيشتر ورودي داشته باشد؛ دايره در شکل (خروجي) به معناي معکوس کردن بکار مي رود؛ ترکيب Not OR به NOR منجر مي شود،خروجي گيت NAND درست است تا هنگامي که تمام ورودي ها اشتباه باشد.
X-OR گيت X-OR تنها مي تواند دو ورودي داشته باشد؛ خروجي X-OR درست است تا هنگامي که دو ورودي آن متفاوت باشد. (يکي درست و ديگري اشتباه باشد.)
X-NOR گيت X-NOR تنها مي تواند دو ورودي داشته باشد؛ دايره در شکل (خروجي) به معناي معکوس کردن بکار مي رود؛ ترکيب Not X-OR به X-NOR منجر مي شود، خروجي X-NOR درست است تا هنگامي که دو ورودي آن يکي باشد .(هردو درست يا هر دو اشتباه باشد.)

 




img/daneshnameh_up/9/9f/AND2.jpg
ورودی خروجی
A B A AND B
0 0 0
1 0 0
0 1 0
1 1 1


گیت AND


گیت AND یک مدار منطقی ساده است که حداقل دو ورودی مختلف و یک خروجی دارد. عملکرد گیت منطقی AND معادل یک اتصال سری در جبر کلیدی است و به صورت ضرب در جبر بولی نمایش داده می شود. (y=x1.x2)
این گیت می تواند بیش از دو ورودی داشته باشد.
در گیت AND فقط در صورتی خروجی ما یک می شود که دو ورودی ما یک باشد.







img/daneshnameh_up/2/29/or2.jpg
ورودی خروجی
A B A OR B
0 0 0
1 0 1
0 1 1
1 1 1


گیت OR


گیت OR یک مدار منطقی ساده است که دو یا چند ورودی مختلف و یک خروجی دارد. عملکرد گیت منطقی OR معادل یک اتصال موازی در جبر کلیدی است و به صورت جمع در جبر بولی نمایش داده می شود. (y=x1+x2)
این گیت می تواند بیش از دو ورودی داشته باشد.
در گیت OR فقط در صورتی خروجی ما یک می شود که حداقل یک ورودی ما یک باشد.







img/daneshnameh_up/9/90/not.JPG
ورودی خروجی
A NOT A
0 1
1 0


گیت NOT


گیت NOT یک مدار منطقی ساده است که فقط یک ورودی و یک خروجی دارد . این مدار را مدار معکوس کننده یا متمم کننده نیز می نامند.
به طور قراردادی مقدار معکوس یک متغیر همانند x را به صورت یا نمایش می دهد.







img/daneshnameh_up/8/8a/nand.gif
ورودی خروجی
A B A OR B
0 0 1
1 0 1
0 1 1
1 1 0


گیت NAND


این گیت به عنوان یک المان منطقی ساده، عمل دو تابع AND و NOT را با هم ادغام کرده، و در یک گیت نشان می دهد. این مدار شامل دو یاچند ورودی و یک خروجی است.
در گیت NAND در صورتی خروجی ما یک می شود که هر دو ورودی ما یک نباشند.
تابع منطقی گیت NAND به این صورت است.







img/daneshnameh_up/4/43/nor.jpg
ورودی خروجی
A B A OR B
0 0 1
1 0 0
0 1 0
1 1 0


گیت NOR


این گیت به عنوان یک المان منطقی ساده، عمل دو گیت OR و NOT را با هم ادغام کرده، در یک گیت نشان می دهد و شامل دو یا چند ورودی و یک خروجی می شود.
در گیت NOR در صورتی خروجی ما یک می شود که هر دو ورودی ما صفر باشند.
تابع منطقی گیت NOR به این صورت است.







img/daneshnameh_up/2/2a/xor.jpg
ورودی خروجی
A B A OR B
0 0 0
1 0 1
0 1 1
1 1 0


گیت XOR


این گیت که یکی از پر اهمیت ترین گیت های منطقی است. این گیت را گیت جمع با پیمانه دو نیز می نامند.
این گیت شمال دو یا چند ورودی و یک خروجی است.
در گیت XOR در صورتی خروجی ما یک می شود که فقط یکی از ورودیهای ما یک باشد.
تابع منطقی گیت XOR به این صورت است.







img/daneshnameh_up/e/ee/xnor.JPG
ورودی خروجی
A B A OR B
0 0 1
1 0 0
0 1 0
1 1 1


گیت XNOR


این گیت عمل دو گیت XOR و NOT را باهم ادغام کرده و در یک گیت نشان می دهد.
این گیت شامل دو یا چند ورودی و یک خروجی است
در گیت XNOR در صورتی خروجی یک می شود که یا هر دو ورودی صفر و یا هر دو ورودی یک باشد.
تابع منطقی گیت XNOR به این صورت است.




 

 

 

 
+ نوشته شده توسط عیلرضا اسلامی نژاد در جمعه شانزدهم دی 1384 و ساعت 22:12 |

 

موج هاي راديويي يک فرمي از اشعه الکترومغناطيس هستند، و به وجود مي آيند وقتي يک شارژ الکتريکي موضوع شتاب با يک فرکانس که در فرکانس راديو قرار دارد و قسمتي از طيف الکترومغناطيسي است. اين يک تيررس از مقداري هرتز دربرابر مقداري گيگا هرتز. اشعه الکترومغناطيس (تکثير) حرکت مي کنند توسط نوسان الکتريکي و زمينه هاي مغناطيسي که از هوا و خلاء فضا به خوبي عبور مي کند و نياز به وسيله براي حرکت و جابجايي ندارد.

توسط تفاضل، ديگر اشعه هاي الکترومغناطيسي با فرکانس هاي بيشتر ازRF اشعه گاما، اشعه ايکس و مادون قرمز، ماوراي بنفش و روشنايي قابل ديدن هستند.

وقتي موجهاي راديو از يک سيم عبور مي کنند، نوسان الکتريکي آنها يا زمينه ي مغناطيسي (بستگي به جنس سيم دارد) که ولتاژ را زياد مي کند. که اين مي تواند به صدا يا علامت هاي ديگر که حاوي اطلاعات هستند تغيير فرم دهد.

با وجود اينکه کلمه ‘‘راديو’‘ براي توضيح اين پديده به کار مي رود، وسايل ارتباطي که ما مي شناسيم تلويزيون، راديو، رادار و موبايل، همه در زير مجموعه ي فرکانس هاي راديو قرار دارند.

کشف

پايه تئوريک تکثير موجهاي الکترومغناطيس ابتدا در سال 1873م توسط جيمز کلرک مکس ول شرح داده شد در مقاله اش به جامعه اشرافي ‘‘تئوري حرکتي زمينه ي الکترومغناطيس’‘ که موضوع کار او در بين سالهاي 1861م و 1865م بود.

هيزيچ رادولف هرتز بين سالهاي 1886م و 1888م بود که تئوري مکس ول را نقض کرد و نشان داد که اشعه ي راديو تمام جزئيات موجها را دارا مي باشد (امروزه هرتزين ناميده مي شود)، و کشف کرد که معادله ي الکترومغناطيس مي تواند با معادله متفاوتي دوباره فرمول نويسي شود فرمول موج

تاريخ و اختراع

هويت مخترع راديو، در آن زمان به نام تلگراف بي سيم شناخته شده بود، ادامه دارد. ادعاها مي شد که ناتان استابل فيلد راديو اختراع کرد قبل از تسلا يا مارکوني. اما به نظر مي رسيد که وسايل توسط القاء کار مي کند.

 

در سال 1893م در خيابان لوئيس، ميسوري، نيکولا تسلا. اولين نمايش عمومي از ارتباط راديو را انجام داد. نشان دادن آموزشگاه فرانکلين در فيلادلفيا و شرکت ملي برق الکتريکي، او موضوعات مديران ارتباطي راديو را تشريح کرد و نشان داد. تجهيزاتي که او استفاده مي کرد شامل عناصري بود که در سيستمهاي راديو استفاده مي شد قبل از توسعه ي تيوب خلاء. او ضرورتاً از دريافت کننده هاي مغناطيسي استفاده کرد hHp://www.tesla society. Com/ teobrec.pdf برخلاف منسجمان توسط مارکوني و ديگر آزمايشگرها استفاده شد. و در سال 1894 فيزيکدان انگليسي سراليورلوژ احتمال استفاده از علائم را نشان داد و در استفاده از موج راديو از يک وسيله تخصصي به نام ‘‘اتصال گر’‘ استفاده کرد، يک تيوپ پر از آهن که توسط تسيستوکل کالزچي-انستي اختراع شد در ايتاليا 1884. ادوارد برانلي از فرانسه و فيزيکدان از روسيه که بعداً استفاده ي از اتصال گر را توسعه دادند. پوپوف يک وسيله ي و سيستم ارتباطي تمريني را توليد کرد که آن را براساس اتصال گر توليد کرد، هميشه توسط هم کشوريانش براي اختراع راديو مورد توجه قرار مي گرفت. فيزيکدان هندي ياگديش چاندرا بوز. در يک مکان عمومي استفاده ي از موجهاي راديو را نشان داد در نوامبر 1894 در کلکته، ولي او از اين کارش لذت کافي را نبرد.

در سال 1896م گاگليلمو مارکوني براي اولين توليد راديو به اين صورت در دنيا، جايزه گرفت در انگلستان امتياز 12039، ‘‘توسعه در ارسال و پخش کردن سيگنالها و ضربه هاي الکتريکي و در ابزارها’‘. در سال 1897 در آمريکا بعد از توليدات در تاريخ راديو اختراع کننده و صاحب امتياز را نيکولا تسلا خواندند.

اداره امتياز آمريکا اين نظريه را در سال (1904) عوض کرد، مارکوني را به عنوان صاحب امتياز راديو دانست، که توسط حامي مالي مارکوني در آمريکا انجام گرفت، که شامل توماس اديسون و اندرو کارنجي.در سال(1909) مارکوني، با کارل فرديناند براون، که جايزه ي نوبل فيزيک براي توسعه دادن تلگراف بي سيمي دريافت کرد. در هر حال امتياز تسلا (شماره ي ‘‘645576’‘) در سال (1943) توسط دادگاه عالي آمريکا به ثبت رسيد. عقايد بر روي حقيقت ما ند که قبل از شروع امتياز مارکوني کارهايي قبل از آن در مورد اختراع راديو صورت گرفته بود. بعضي عقايد بر اين بود که به طور نسبتاً او اين کار را براي دلايل مالي انجام داد، به دلتمردان آمريکا اجازه دادند که از خسارت دادن به کمپاني مارکوني در جنگ جهاني اول دوري کنند.

مارکوني اول کارخانه ي ‘‘بي سيم’‘ را در خيابان حال تأسيس نمود. شلمز فورد، انگلستان در سال 1898م، که حدود50 نفر را استخدام کرد. در حدود1900، وارون کليف تور را تأسيس کرد که سرويسها را امکانات مي داد و تبليغ مي کرد. در سال1903 ميلادي، ساختمان تور نزديک به تمام شدن بود. تئوريهاي زيادي بود که چگونه تسلا به اهداف سيستمهاي بي سيم دست يافت (با گزارش، 200ک و). تسلا ادعا کرد که واردن کليف، يک بخشي از سيستم جهاني اتصال، اجازه دادند که فرستنده ي چند کانالي اطلاعات را امنيت بدهند.

اختراع بزرگ بعدي تيوب خلاء، که توسط يک گروه از مهندسان وستينگ هاوس اختراع شد. در کريسمس 1906، رينالد فسندن اولين صداي راديو را در تاريخ پخش کردن برنت راک ماساچوست. کشتيها در دريا يک صدايي از راديو شنيدند که فسندن در حال خواندن شعر’‘اي شب مقدس’‘ و پيامي را از کتاب مقدس خواند. اولين برنامه ي راديويي در 31 آگوست در سال 1920م توسط ايستگاه 8 م ک در ديترويت، ميچيگان پخش شد. اولين صداي منظم بي سيم جهاني در سال 1922م از گاگليلمو مارکون مرکز تحقيقات در رقيل نزديک شلمز فورد، انگلستان، که اولين مکان کارخانه ‘‘بي سيم’‘ جهاني بود.

راديوهاي اوليه قدرت پخش را توسط ميکروفن کربني زياد کردند. در حالي که بعضي راديوها از بعضي انواع تقويت در صدامت و يا باتري استفاده مي کردند. در اواسط 1920م دريافت کننده هاي معمولي مثلکريستال ست وجود داشت. در سال1920. تيوب خلاء را تقويت کردند که باعث تحول عظيمي در دريافت کننده راديو و پخش کننده راديو به وجود آمد.

 

توسعه در قرن20

نيروي هوايي از راديو تبليغاتي براي هدايت هواپيما استفاده مي کرد. اين موضوع همچنان تا سال1960م ادامه داشت وقتي که سيستم در نهايت جهاني شد.

در اوايل سال1930م، گروه تنها و تغيير فرکانس که توسط کارفرماهايي آماتور راديو اختراع شد. راديو عکسهاي قابل ديدن را مثل تلويزيون پخش مي کرد در اوايل سال1920، پخش هاي استاندارد و متداول در آمريکاي شمالي و اروپا در سال1940 شروع به کار کرد.

در سال1960 ساني اولين راديوي ترانزسيتوري را معرفي کرد، به اندازه اي کوچک بود که در يک جيب جا مي گرفت و با يک باتري به راحتي قابل حمل بود. در بيست سال بعدي، ترانزسيتورها جايگزين تيوب ها شدند به غير از استفاده قدرت هاي بالا، يا فرکانس بالا.

در سال 1963 تلويزيون رنگي به وجود آمد و اولين راديو ماهواره ارتباطي، تل استاره شروع به کار کرد. در اواخر سال1960 تلفن راه دور آمريکا سيستم خود را ديجيتال کرد، از راديوي ديجيتال براي بسياري از اين ارتباطات استفاده کرد.

در سال1970 لوران سيستم ارتباطي اوليه راديو شمار آمد. به زودي آمريکا آزمايشاتي با ماهواره ارتباطي انجام داد، که به اختراع و راه اندازي گروه منتهي شد در سال1987.

در اوايل سال1990 راديو آماتور آزمايشگران شروع به استفاده از کامپيوترهاي شخصي با کارت صوتي براي پيشرفت سيگنالهاي راديو کردند. در سال1994، ارتش آمريکا راه اندازي شد و در اين پروژه موفق شدند و راديوي نرم افزار ساختند که مي توانست يک راديوي متفاوتي در پرواز با تغيير نرم افزار باشد.

نمايش ديجيتالي در صدا در سال1990 راه اندازي شد.

استفاده هايي از راديو

استفاده هاي اوليه آن بيشتر در نيروي دريايي بود، براي فرستادن پيام هاي که مورس بين کشتي و خشکي به کار مي رفت. امروزه، راديو شکل هاي متعددي دارد، شامل سيستم بي سيم، ارتباط همراه در انواع گوناگون، به خوبي راديوصدا. بيشتر در موردتاريخ راديو مطالعه کنيد.

قبل از اختراع تلويزيون، راديو فقط شامل اخبار و موسيقي نبود، بلکه قصه ها، طنزها، شوهاي مختلف، و فرم بسياري از نمايش را دارا بود. راديو در بين نمايش هاي دراماتيک بي نظير بود زيرا فقط از صدا استفاده مي شد. براي اطلاعات بيشتر، برنامه راديو را مطالعه کنيد.

استفاده هاي متعددي از راديو وجود دارد:

*صوتي

موج راديو که صحبت ها و موزيک را در يک فرکانس متوسط مي فرستد( ). راديوي از دامنه متغير استفاده مي کند. در حالي صداهاي بلند در ميکروفن سبب نوسان بيشتري در قدرت نمايش مي شود در حالي که فرکانس نمايش بدون تغيير باقي مي ماند. نمايش ها توسط آمار مورد تأثير قرار مي گيرند زيرا روشنايي و منابع ديگر راديو موجهاي راديويي خود را به يکي از نمايش دهنده ها اضافه مي کند.

موج راديو که صحبت و موزيک مي فرستد، با توانايي بيشتر نسبت به در تغيير فرکانس، صداهاي بلند در ميکروفن باعث مي شود تا فرکانس نمايشگر نوسان بيشتري داشته باشد، و قدرت نمايشگر بي تغيير باقي مي ماند. نمايش داده مي شود در فرکانس بسيار بالا( ). به فضاي فرکانس راديويي بيشتري نسبت به نياز دارد و در فرکانس بالا فرکانسهاي بيشتري قابل دسترس مي باشند، بنابراين جايگاه هاي زيادي وجود دارد که هر کدام حاوي اطلاعاتي مي باشند. موضوع ديگر اين است که موجهاي کوتاه راديو خيلي بهتر عمل مي کنند، که در يک خط مستقيم سير مي کنند که بازتابي نسبت به زمين ندارند توسط (يونسيفر) که در يک تيررس دريافت کوتاهتري نتيجه مي شود. دريافت کننده هاي به صورت افکت متمرکز قرار مي گيرند، که سبب مي شوند که راديو فقط سيگنالهاي قوي را وقتي سيگنالهاي زيادي روي يک فرکانس قرار مي گيرد، دريافت کنند.

سرويسهاي سيگنالهاي دوگانه هستند که «روي شانه» را نشان مي دادند که در مدت طولاني با يک برنامه مهم طول کشيد. سرويس دهنده هاي مخصوص نياز به بکارگيري و بهره برداري از اين سرويسها دارند. کانال هاي مشابه ممکن است به صورت برنامه هاي متصل باقي بمانند، مثل خواندن سرويسها براي نابينايان، موزيک پشت صحنه يا سيگنالهاي صداي استديو. در بعضي مناطق شهري بسيار شلوغ، برنامه هاي اين کانال ممکن است به صورت برنامه راديويي زبان خارجي متناوب باشد براي گروه ها و اغشار مختلف.

راديوي صداي هوانوردي از راديو استفاده مي کند. از استفاده مي کنند بنابراين ايستگاه هاي مختلف روي يک کانال را مي توان دريافت کرد. (استفاده از باعث مي شود تا ايستگاه هاي قويتر مانع از دريافت ايستگاه هاي ضعيفتر شوند با توجه به افکت متمرکز. بشقاب پرنده اغلب بسيار بالا است که راديوي آن مي تواند صدها مايل را به خوبي ببيند، با اينکه آنها از استفاده مي کنند.

راديوي نيروي دريايي يا دريانوردها مي توانند از موج کوتاه و فرکانس بالا استفاده کنند( ) اسپکتروم راديو براي هر تيررس راديو ياراديو براي تيررس هاي خيلي کمتر استفاده مي شود.

دولتمردان، پليس، سرويسهاي صداي آتش يا تجاري از نوار در يک فرکانس مخصوص استفاده مي کنند. کيفيت عالي براي استفاده از تيررس کمتر از فرکانس هاي راديو قرباني شده است، معمولاً پنج کيلوهرتز(پنج هزار دور در هر ثانيه) براي فشار بالا، بيشتر از75 که توسط موج تا25 که تلويزيون از آن استفاده مي کند. نظامي و غير نظامي(فرکانس بالا) براي سرويس صدا از موج کوتاه راديو براي ارتباط کشتي ها استفاده مي کنند. بيشترين از کانال تنها صداي( ) استفاده مي کنند. صداهاي مثل اردک ها در راديو صدا مي آورد. سيگنال نشان مي دهد قدرت را هر جايي را که فرکانس هاي صدا به فرکانس اصلي راديو اضافه مي شود. اين نمايشگر را سه برابر قويتر مي سازد زيرا اين نيازي به نمايش کانال بي استفاده ندارد.

راديوي بين شهري خشکي يک سيستم تلفن همراه ديجيتالي براي نظام مي باشد، پليس و آمبولانس ها. سرويس هاي تجاري مثل و راديو ماهواره سيريوس راديو ماهواره ديجيتالي را ساماندهي مي دهد.

*تلفني

تلفن همراه به راديوي همراه محلي نمايش مي دهد، که به برنامه تلفني سرويس عمومي متصل مي شود. وقتي تلفن منطقه راديوي همراه را ترک مي کند، کامپيوتر مرکزي تلفن را به حالت جديدي درآورد. تلفن هاي همراه عموماً از استفاده مي کنند، ولي امروزه اکثراً از کدهاي ديجيتال مختلف استفاده مي کنند.

تلفن هاي ماهواره اي به دو دسته تقسيم مي شوند: اينمار تست و ايريديوم تست. هر دو نوع کل جهان را پوشش مي دهند. اينمارتست از ماهواره هاي هماهنگ زميني استفاده مي کند، با هدف آنتن هايي يا قدرت دريافت بالا در وسايل نقليه. ايريديوم تلفن هاي همراه را فراهم مي کند، غير از ماهواره هايي که روي مدار قرار دارند.

*ويدئو

تلويزيون مثل تصويرمي فرستد و مثل صدا مي فرستد، بر روي يک سيگنال راديويي.

تلويزيون ديجيتال سر بيت را کدگذاري مي کند که برابر هشت قدرت سيگنال مي باشد. بيت ها پيغام ها و دستورات را مي فرستند براي کمتر کردن صداهاي ناهنجار راديويي. يکتصحيح کننده اشتباه ريد-سولومون مي گذارد تا دريافت کننده اشتباهات را در اطلاعات پيدا و رفع کند. با وجود اينکه بيشتر اطلاعات بايد فرستاده شوند ولي استانداردش استفاده از براي ويدئو مي باشد، و پنج کيفيت سي دي( 6601) کانال هاي ديجيتالي(مرکز، چپ، راست، چپ عقب، راست عقب) مي باشد.

هدايت کشتي

تمام ماهواره هاي هدايت کشتي با اين سيستم از ماهواره با زمان دقيق استفاده مي کنند. ماهواره موقعيت خود را نشان مي دهد، و حتي زمان و ساعت نمايش را اعلام مي کند. دريافت کننده به چهار ماهواره گوش مي دهد و مي تواند موقعيت هاي آنان را اعلام کند که بر روي يک خط که مماس بايد صدف کروي شکل که دور هر ماهواره است باشد، و بايد از ساعت پرواز سيگنالهاي راديو از ماهواره مطمئن باشد. يک کامپيوتر در دريافت کننده رياضيات انجام مي دهد.

لوران سيستم ساعت پرواز سيگنالهاي راديو را اعلام مي کند، ولي از ايستگاه راديوي روي زمين.

سيستم (براي سفينه به کار مي رود)، دو نمايشگر دارد. نمايشگر مستقيم جستجو مي کند يا سيگنالهاي اين را مي چرخاند مثل يک خانه روشن بر روي يک اندازه ثابت. وقتي که نمايشگر مستقيم رو به شمال باشد، نمايشگر چند وجهي پالس مي کند سفينه مي تواند از اين دو بخواند و موقعيتش را بگويد و بر روي بخشي از اين دو پرتو معلوم کند.

پيدايشگر مستقيم راديو قديمي ترين فرم راديوي هدايت کشتي مي باشد. قبل از سال1960 هدايت کننده ها از دورهاي آنتن متحرک براي معلوم کردن محل نزديک شهر استفاده مي کردند. در بعضي موارد آنها از هدايتگرهاي دريايي استفاده مي کردند، که يک اندازه از فرکانس هاي فقط بالاي راديوي با کارفرماهاي آماتور راديو نشان مي داد.

رادار

رادار چيزها را در فاصله هاي دور و معلوم کردن موقعيت تمواج راديويي آنها پيدا مي کند. تأخير باعث مي شود که اکو فاصله را اندازه يري کند. هدايت پرتو هدايت بازتاب را قطعي مي کند. قطبي شدن و فرکانس برگشت مي تواند انواع سطح را معلوم کند.

رادارهاي هدايت يک منطقه وسيع را دو يا چهار بار در دقيقه جستجو مي کند. آنها از امواج کوتاهي که از زمين و سنگ بازتاب مي کند استفاده مي کنند و اين هدايتگرها در کشتي هاي تجاري يا خصوصي و سفينه هاي خصوصي با فاصله زياد معمول مي باشد.

هدف اصلي و عمومي اين است که رادارها عموماً از فرکانس هاي رادار هدايت گر استفاده مي کنند، ولي پالس را تنظيم و قطبي مي کنند بنابراين دريافت کننده از نوع سطح بازتاب کننده مطلع مي شود. بهترين مورد استفاده که رادارها باران طوفانهاي سنگين را تشخيص مي دهد، به خوبي زمين و وسايل نقليه، بعضي ها مي توانند اطلاعات صوتي را روي هم بياندازند و اطلاعات را از موقعيت بدهند.

رادارهاي ردياب يک منطقه وسيع را با موجهاي راديويي کوتاه جستجو مي کند. آنها معمولاً 2 يا4 بار در دقيقه اين جستجو را ادامه مي دهند. بعضي اوقات رادارهاي جستجوگر ازافکت دوپلر براي جداکردن وسايل نقليه از شلوغي و سروصدا استفاده مي کنند.

رادارهاي هدفدار از يک مديريت استفاده مي کنند به عنوان جستجوي رادار ولي مناطق بسيار کوچکتر را جستجو مي کنند، معمولاً چندين بار در ثانيه يا بيشتر اين کار را انجام مي دهند.

رادارهاي هواشناسي همانند رادارهاي جستجوگر کار مي کنند، ولي از امواج راديو با قطبيت کروي و يک موج دراز براي بازتاب از آب استفاده مي کنند. بعضي رادارهاي هواشناسي ازافکت دوپلر براي اندازه گيري سرعت باد استفاده مي کنند.

سرويسهاي ضروري

آژير نجات دهنده نمايشگر موقعيت ضروري ، نمايشگر محل ضرورت ياآژير محل شخصي يک نمايشگر راديوي کوچک هستند که ماهواره ها مي توانند استفاده کنند تا محل شخصي يا ماشيني که به کمک احتياج دارد را تعيين کنند. هدف آنها کمک کردن به مردم در روز اول مي باشد، وقتي که جستجو خيلي طول بکشد. انواع مختلفي وجود دارد، با نمايشگر و نمايش زياد و مختلف-

اطلاعات راديوي ديجيتال

قديمي ترين فرم راديوي ديجيتال مدل تلگرافي بود، که توسط پيشينيان مثل مارکوني استفاده مي شود. با فشار يک دگمه، اپراتور مي توانست پيغام را بفرستد کد مورس. مبدل چرخشي يک صدايي را دريافت کننده توليد مي کرد، جايي که سوراخ سوزني يک صداي هيس را به وجود مي آورد، فرم قابل مقايسه. سوراخ سوزني نمايشگر امروزه غير قانوني به شمار مي رود، زيرا نمايشگر آنها چند صد مگا هرتز مصرف دارند. اين بسيار اصراف هم در فرکانس راديو و هم در قدرت و نيروي راديو به شمار مي رود.

پيشرفت بعدي يا گام بعدي امواج متداول تلگرافي بودند، وقتي که فرکانس راديو، توسط تيوب خلاء نوسانگر الکترونيکي روشن و خاموش مي شد با يک کلمه. يک دريافت کننده با يک نوسانگر محلي بايد با فرکانس راديو هيتروداين مي شدند. کمتر از 100 مصرف داشت. هنوز استفاده مي شد، امروزه مقدماً با کارفرماهاي راديويي آماتور استفاده مي شود.

تلتايپ راديو معمولاً روي موج کوتاه عمل مي کند( ) و نظاميان به آن علاقه زيادي دارند زيرا آنها اطلاعات نوشته شده را بدون يک اپراتور استاد انجام مي دهند. آنها يک بيت را در يک يا دو صدا مي فرستند. گروه هاي پنج يا هفت بيتي شخصيتي مي شوند که توسط تلتايپ چاپ مي شوند. از سال هاي1975 تا1925، از تلتايپ براي فرستادن پيغام هاي خصوصي يا تجاري به کشورهاي توسعه نيافته استفاده مي شد. که اينها همچنان توسط نظام يا گروه هواشناسي استفاده مي شد.

سفينه هوايي از1200 باود سرويس بر براي فرستادن 1هايشان استفاده مي کنند، جايگاه و موقعيت و اطلاعاتي را توسط ارتباط در هوا دريافت مي کنند.

بشقاب هاي مايکرو ويو در ماهواره ها، مبادله هاي تلفن و ايستگاه هاي تلويزيون از تنظيم دامنه دو وجهي ( ) استفاده مي کنند. اطلاعاتي را توسط تعويض مرحله و دامنه سيگنال هاي راديو مي فرستد.

مهندسان مثل هستند زيرا بيت هاي زيادي را در سيگنال راديو قرار مي دهند. معمولاً بيت ها به صورت «ساختمان(منظم) » فرستاده مي شوند که تکرار شوند. يک بيت مخصوص براي تعيين محل شروع يک ساختمان به کار مي رود.

802/11 ، برنامه استاندارد راديو، که توسط تونر ديجيتال جايگاه شده اند. آن شروع به ارتباط کردند. گره ها از ميان فرکانس ها مي گذشتند، آنها از يک ترتيب ساختگي ژنراتور براي انتخاب فرکانس بعدي استفاده کردند.

 

دندان آبي

گرمايش

اجاق مايکرو ويو امواج راديو را بيشتر مي کند تا غذا را گرم کند. (يادداشت: درک نکردن آن متداول است که امواج راديو فرکانس مولکولهاي آب را تشديد مي کنند. فرکانس مايکرو ويو در حدود10 برابر پايين تر از فرکانس شديد مي باشد.

نيروي مکانيکي

پرتوهاي تراکتور: امواج راديو نيروي مغناطيسي و الکتروستاتيک هاي کوچک را شدت مي بخشند. اينها براي نشان دادن نگهداري ايستگاه در مرکز ثقل محيط کافي است.

نيروي رانش سفينه فضايي: فشار متعدد از تشديد امواج راديو به عنوان روش نيروي رانش توصيه شده است که براي کاوشگر ميان ستاره اي کهدسته ستاره ناميده مي شود، به کار رود. از وقتي که امواج طولاني شدند، کاوشگر مي تواند خيلي سبک باشد، و بنابراين شتاب بيشتري را کسب مي کند اگر به عنوان فضاپيما بود.

ديگر

راديوي آماتور يک سرويس راديوي عمومي و ضروري مي باشد که توسط کسي که نيازمنديهايش را خودش ساخت و خريداري کرد. اين در مقدار زياد عمل مي کند. راديوهاي آماتور از تمام فرم هاي که دهنده استفاده مي کند، که شامل فرم آزمايشي و جدا مي باشد. فرم هاي زياد راديو توسط آماتورهاي راديو پيش قدم شدند و بعداً هم از نظر تجاري بسيار مهم تلقي شدند، که شامل ، باند جداي ، راديويي جيبي ديجيتال و تکرارکننده ماهواره بود.

نمايش پرتوان: تعداد زيادي از برنامه ها ونقشه ها توصيه کردند که نمايش پرتوان از مايکرو ويو استفاده مي کند، که تکنيک آن نشان داده شد. اين برنامه ها شامل، براي مثال، قدرت خورشيدي.

کنترل از راه دور براي راديو: استفاده از امواج راديو براي نمايش اطلاعات کنترل در يک شي ء دور که در فرم هاي اوليهپرانه هدايت شده بود، کنترل هاي اوليه تلويزيون و مدلهاي آن، ماشين کنترل کننده راديو و هواپيماها بود.

انتشار امواج رادیویی :

امواج رادیویی از مسیرهای متفاوتی فاصله بین فرستنده و گیرنده را طی می کنند که مهمترین آنها عبارتتند از: امواج زمینی ، امواج آسمانی و امواج فضایی

 

امواج زمینی : امواج زمینی امواجی هستند که در سطح زمین حرکتت می کنند و انحنای زمین را طی می کنند و به امواج سطحی معروفند . امواج زمینی موقعی وجود دارند که آنتن های گیرنده و فرستنده که در نزدیک سطح زمین باشند ، چون فرکانس این امواج کم می باشد لذا مسافت کمی را طی می کند .

 

امواج آسمانی :  امواج آسمانی به امواجی گفته می شود که توسط طبقات بالای آتمسفر به آنتن گیرنده می رسند . یکی از طبقات بالای آتمسفر طبقه یونسفر است که از 80 کیلومتری سطح زمین شروع و تا ارتفاع 400 کیلو متری ادامه دارد . ارتفاع طبقه یونسفر در ساعات روز و شب متفاوت است . امواج آسمانی در طبقه یونسفر منعکس می شود .

 

امواج فضایی :  امواج فضایی امواجی هستند که فاصله بین فرستنده و گیرنده را در ناحیه تروپسفر زمین طی می کنند . تروپسفر به ناحیه آتمسفر گفته می شوند که از سطح زمین تا ارتفای 16 کیلومتری آن قرار دارد .

 

 محدوده فرکانسی امواج رادیویی و نوع انتشار آنها :  

امواجی که  فرکانس آنها بین 30 کیلو هرتز تا 300 کیلو هرتز قرار دارد به امواج  زمینی معروف اند و در رادیو های با موج بلند استفاده می شوند . 

 

امواجی که فرکانس آنها بین 300 کیلو هرتز تا 3 مگا هرتز قرار  داردارای مؤلفه زمینی قوی و مؤلفه آسمانی ضعیف هستند . امواجی که فرکانس آنها بین 3 مگا هرتز تا 30 مگا هرتز دارای مؤلفه زمین ضعیف هستند و مؤلفه آسمانی قوی هستند . از این امواج در رادیوهای با موج کوتاه استفاده می شود .

امواجی که فرکانس آنها بین 30 مگا هرتز تا 3000 مگا هرتز قرار دارد دارای مؤلفه های فضایی قوی هستند و به امواج فضایی معروف اند . انتشار امواج فضایی به انتشار در امتداد دید نیز معروف است ، چرا که فرستنده و گیرنده باید در دید مستقیم یکدیگر قرار گیرند تا بتوانند ارتباط برقرار کنند . امواج فضایی در تلویزیون استفاده می شود .

 

 

+ نوشته شده توسط عیلرضا اسلامی نژاد در پنجشنبه پانزدهم دی 1384 و ساعت 22:9 |

ترانزیستور

در سالهای 1904تا 1947 لامپها تنها وسایل الکترونیکی بودند که برای تقویت مورد استفاده قرار می گرفتند . در سال 1906لامپ سه قطبی توسط لی دی فورست ساخته شد و در سال 1930 لامپ های چهار قطبی ( تترود ) و پنج قطبی ( پنتود ) نیز ساخته شدند . در سال های بعد ، صنعت الکترونیک به عنوان یک صنعت اصلی و مهم با قابلیت توسعه بسیار ، مورد توجه قرار گرفت . در 23 دسامبر 1947 صنعت الکترونیک به موفقیت جدیدی دست یافت . دربعد از ظهر این روز والتربراتین و جان باردین عمل تقویت سیگنال را توسط اولین ترانزیستوری که در لابراتوار کمپانی بل ، طراحی . ساخته شده بود ، انجام دادند .

برتریهای ترانزیستور بر لامپ های الکترونی

بعد از اختراع ترانزیستور ، برتریهای این المان نسبت به لامپهای الکترونی ، به زودی آشکار گشت . به طوری که در رادیو و تلویزیون و هم همچنین مدارات الکترونی ترانزیستوری ، بلافاصله ساخته شدند . در زیر به برخی از برتریهای ترانزیستود نسبت به لامپ های الکترونی اشاره شده است .

الف: کوچک تر و سبک تر بودن

ب : احتیاج نداشتن به فیلامان و در نتیجه ، نداشتن تلفات حرارتی تاشی از گرم کردن فیلامان

ج : احتیاج نداشتن به مدت زمان جهت گرم شدن فیلامان

د : کار کردن در ولتاژ های بسیار کم

و : استحکام زیاد و داشتن عمر طولانی

ز : ساده بودن سیم کشی طراحی های ترانزیستوری

باید توجه داشت که لامپها نیز نسبت به ترانزیستور ها از برتری هایی برخوردارند ، از جمله : قدرت بسیار بالا ، تغییر نکردن نقطه کار بر اثر گرما و ... ولی ترانزیستور با داشتن برتریهای فوق در قدرتهای کم و متوسط جانشین لامپها شده است .

ساختمان ترانزیستور

ترانزیستور معمولی ، یک المان سه قطبی است که از سه کریستال نیمه هادی نوع n و p که در کنار یک دیگر قرار میگیرند تشکیل شده است . ترتیب قرار گرفتن نیمه هادی ها در کنار هم ، می تواند به دو صورت انجام پذیرد :

الف : دو قطعه نیمه هادی نوع n در دو طرف و نیمه هادی نوع p در وسط .

ب: دو قطعه نیمه هادی نوع p در دو طرف و نیمه هادی نوع n در وسط .

در حالت (الف) ترانزیستور npn و در حالت (ب) تورانزیستور pnp می نامند .

   

 

پایه های خروجی ترانزیستور را به ترتیب امیتر ( منتشر کننده ) ، بیس ( پایه ) و کلکتور ( جمع کننده ) نامگذاری کرده اند . امیتر را با حرف E ، بیس را با حرف B و کلکتور را با حرف C نشان می دهند . پایه های ترانزیستور را می توان با پایه های لامپ تریود از نظر نوع عملکرد به شرح زیر مقایسه نمود :

الف : امیتر با کاتد E=K

ب : بیس با شبکه فرمان B=G

ج : کلکتور با آند C=A

نیمه هادی نوع N یا P به عنوان امیتر به کار می روند ، نسبت به لایه و کلکتور دارای ناخالصی بیشتری می باشد . ضخامت این لایه حدود چند ده میکرون است . و سطح تماس آن نیز بستگی به میزان فرکانسی و قدرت ترانزیستور دارد .

لایه بیس نسبت به کلکتور دارای ناخالصی کمتری است و ضخامت آن نیز به مراتب کمتر از امیتر و کلکتور می باشد و عملا از چند میکرون تجاوز نمی کند .

ناخالصی لایه کلکتور از امیتر کمتر و از بیس بیشتر است . ضخامت این لایه به مراتب بزرگتر از امیتر می باشد ، زیرا تقریبا تمامی تلفات حرارتی ترانزیستور در کلکتور ایجاد می شود .

این نوع ترانزیستورها را به اختصار BJT (Bipolar Junction Transistor ) می نامند .

عملکرد ترانزیستور

1- بایاسینگ ترانزیستور : برای اینکه بتوان از ترانزیستور به عنوان تقویت کننده ، سوییچ و ... استفاده نمود ، باید ابتدا ترانزیستور را از نظر ولتاژDC تغذیه کرد ، عمل تغذیه ولتاژ پایه های ترانزیستور را بایاسینگ ترانزیستور می گویند . با توجه به اینکه ترانزیستور دارای سه پایه می باشد می توانیم یکی از پایه هارا به عنوان مشترک و دو پایه دیگر را به عنوان ورودی و خروجی در نظر بگیریم . اتصال ولتاژ DC به پایه های مختلف ترانزیستور نحوه کار آن را بیان می کند . چون پایه های ترانزیستور سه عدد است ، لذا می توانیم ولتاژ dc را به فرمهای مختلف به ترانزیستور متصل کنیم .

 انواع آرایش های ترانزیستور

   

 

شكل پايه هاي ترانزيستورها و قطعات رايج و مشابهات آنها

NPN PNP شكل NPN PNP شكل
BC107
BC108
BC109
BC177
BC178
BC179
BC147
BC148
BC149
BC157
BC158
BC159
BC167
BC168
BC169
BC257
BC258
BC259
BC171
BC172
BC173
BC182
BC183
BC184
BC251
BC252
BC253
BC212
BC213
BC214
BC207
BC208
BC209
BC204
BC205
BC206
BC237
BC238
BC239
BC307
BC308
BC309
BC317
BC318
BC319
BC337
BC347
BC348
BC349
BC382
BC383
BC384
BC320
BC321
BC322
BC327
BC350
BC351
BC352
BC407
BC408
BC409
BC417
BC418
BC419
BC413
BC414
BC415
BC416
BC437
BC438
BC439
BC467
BC468
BC469
BC547
BC548
BC549
BC582
BC583
BC584
BC557
BC558
BC559
BC512
BC513
BC514
BC261
BC262
BC263
2N3903
2N3904
2N3905
2N3906
9013
9014
9012
9015
TIP3055 TIP2955
BD131
BD139
BD263
BD132
BD140
BD262
MJE
3055T
BD267A
TIP31A
TIP41A
MJE
2955T
BD266A
TIP32A
TIP42A
2N3055 MJ2955 2N3054  
2N2222A   Darlington
TIP121
TIP132
Darlington
TIP126
TIP137
  Positive
Voltage
Regulator
1amp

7805
7812
LM2940
Negative
Voltage
Regulator
1amp

7905
7912
 
  Positive
Voltage
Regulator
Adjustable

LM317
(1.5amp)
LM350
(3amp)
Positive
Voltage
Regulator
100mA
78L05
78L12
 
Negative
Voltage
Regulator
100mA

79L05
79L12
  Darlington
TIP141
Darlington
TIP146

فلیپ فلاپ SR


img/daneshnameh_up/6/66/flip-flop-SR.jpg
مدار داخلی یک فلیپ فلاپ SR با استفاده از گیت NOR

فلیپ فلاپ SR یک المان فیزیکی است که می تواند به عنوان یک عنصر تاخیر دهنده به کار گرفته شود. این المان فیزیکی دارای دو ورودی به نام های R و S می باشد و دو خروجی دارد که یکی متمم دیگری است.
طرز کاراین فلیپ فلاپ در جدول صحت به این شکل است که وقتی عملکرد مدار را بررسی می کنیم اگر S=1 و R=0 باشد، اصطلاحا می گویند مدار set است یعنی خروجی آن 1 شده است. اگر پس از آن S=0 شود، مدار در وضعیت set باقی می ماند ولی اگر R=1 شود اصطلاحا می گویند مدار Reset شده است یعنی خروجی در این لحظه صفر است، و اگر در این لحظه R=0 شود مدار در حالت Reset باقی می ماند. بنابراین R=0 و S=0 در خروجی نشان می دهد که کدامیک از S یا R آخرین بار برابر 1 بوده است. یعنی مدار آخرین وضعیت غیر صفر ورودی را به خاطر سپرده است. مطابق جدول کارنو اگر R و S همزمان در حالت 1 قرار گیرند مدار در حالت نامشخص خواهد بود. به این خاطر مدارهای دارای فلیپ فلاپ SR را طوری طراحی می کنند که هیچ گاه ورودی های S و R همزمان برابر 1 نشود.
این مورد محدودیتی برای فلیپ فلاپ SR است، که در فلیپ فلاپ JK این نقص برطرف شده است.

فلیپ فلاپ JK


این عنصر تاخیر دهنده دارای دو ورودی به نام J و K می باشد و دو خروجی آن یکی متمم دیگری است و در آن محدودیت فلیپ فلاپ SR را رفع کرده اند و دو ورودی J=1 و 1=K برای این مدار قابل قبول است.
در این فلیپ فلاپ همانند نوع SR ورودی تمام صفر یعنی J=0 و K=0 تاثیری در حالت خروجی فلیپ فلاپ ندارد و همان حالت قبلی حفظ می شود. ولی اگر J=1 و 1=K باشد یک ورودی قابل قبول است که باعث تغییر حالت در مقدار خروجی می شود.
img/daneshnameh_up/b/bf/flip-flop-JK.jpg
مدار داخلی یک فلیپ فلاپ JK


فلیپ فلاپ T


img/daneshnameh_up/1/11/flip-flop-T.JPG
مدار داخلی یک فلیپ فلاپ T

این عنصر تاخیر دهنده دارای یک ورودی به نام T است و دو خروجی به صورت Y و متمم آن دارد.
چنانچه T=1 شود باعث تغییر در خروجی می شود یعنی اگر خروجی صفر باشد مقدار آن یک می شود و برعکس اگر خروجی یک باشد مقدار آن صفر می شود. این فلیپ فلاپ را به این خاطر فلیپ فلاپ جهشی نیز می نامند.
فلیپ فلاپ T همانند فلیپ فلاپ JK است که دو ورودی آن از یک متغیر مقدار می گیرد یعنی یا هر دو J و K مقدار صفر و یا هر دو مقدار یک دارند. به این ترتیب در مواقعی یک است، ایجاد جهش می کند.

فلیپ فلاپ D


img/daneshnameh_up/c/c1/flip-flop-D.JPG
مدار داخلی یک فلیپ فلاپ D

این مدار تاخیر دهنده شبیه به یک عنصر تاخیر دهنده ساعت عمل می کند به این ترتیب که هر ورودی به آن می دهیم در یک فاصله زمانی مشخصی بعدا همان ورودی را به صورت خروجی دریافت می کنیم.
از این رو این فلیپ فلاپ را فلیپ فلاپ تاخیر (Delay) می نامند. این فلیپ فلاپ یک ورودی به نام D دارد.




 

+ نوشته شده توسط عیلرضا اسلامی نژاد در پنجشنبه هشتم دی 1384 و ساعت 17:23 |

اتصال باتری ها ( پیل ها )

یکی از منابع تأمین انرژی الکتریکی باتری ها هستند . باتری ها انرژی شیمیایی را به انرژی الکترکی تبدیل می کنند . نمونه ای از باتری ها ، پیل های خشک و تر هستند که در چراغ قوه و اتومبیل به کار می روند . واژه پیل و باتری را معمولاٌ به جای یکدیگر به کار می برند اما این دو از نظر تکنیکی با هم تفاوت دارند . باتری از دو نوع یا چند پیل تشکیل می شود که به طور سری یا موازی به هم وصل شده اند . به عبارت دیگر ، پیل ها واحد تشکیل دهنده باتری ها هستند . اغلب پیل های خشک را نمی توان دوباره شارژ ( پر ) کرد . در صورتی که پیل های تر قابل شارژ هستند . برای بدست آوردن ولتاژ بیشتر ، چند پیل را با هم سری می کنند . ولتاژ کل یک باتری با مجموع ولتاژ تک تک پیل ها سری شده برابر است با مجموع پیل ها . نمای یک پیل به صورتدو خط موازیاست که یکی بزرگ و دیگری کوچک تر می باشد . خط بزرگتر را معمولاٌ قطب مثبت باتری و خط کوچک تر را قطب منفی باتری در نظر می گیرند . اگر پیل ها با هم سری شوند ولتاژ کل برابر است با مجموع آنها و اگر با هم بصورت موازی بسته شوند ولتاژ کل برابر است با ولتاژ یک باتری یعنی در موازی ولتاژ ها با هم جمع هنی شوند و فقط جریان ها با هم جمع می شوند .

 

 

ولتاژ و جریان 

No Voltage and No Current
 
Voltage but No Current
 
Voltage and Current
 

 

 

Voltage, V

 تمام ولتاژ دو سر بار افت می کند

 

 

 

Voltage at a point and 0V (zero volts)

 

 اگر بار دو تا باشد مقداری معین دو سر آنان افت می کند

 

 

Zero volts for circuits with a dual supply

 ولتاژ های بالای صفر را با علامت + و ولتاژ های پایین صفر را با علامت ـ نشان می دهند

Current, I

 آمپر متر در مدار بصورت سری قرار می گیرد

 

 

Voltage and Current for components in Series

 

 جریان عبوری از هر بار بستگی به مقدار مقاومت آن دارد و در مدار سری جریان عبوری از تمام بارهای یکسان است

 

 

 

 

Voltage and Current for components in Parallel

 جریان در مدار موازی بستگی به مقدار مقاومت آن شاخه دارد  

 

منابع تغذيه

 

 

 

Dual Supplies

 

 

 

Transformer only

 

 

 

 

Transformer + Rectifier

 

 

 

 

Transformer + Rectifier + Smoothing

 

 

 

 

Transformer + Rectifier + Smoothing + Regulator

 

 

 

 

Transformer

 
 
 

 

 

Rectifier

   

 

   

 

 

Smoothing

 

 

 

   

 

 

Zener diode regulator

 
 

ديود زينر

a = آند       k = كاتد

 

 

 

 

قوانين سري و موازي

 

 

Connecting Components

 

 اگر مصرف کننده پشت سر هم بسته شود می گویند به صورت سری بسته شده اند و اگر به صور تدو خط موازی با هم بسته شوند می گوبتند به صورت موازی بسته شده اند

 

 

 

Most circuits contain a mixture of series and parallel connections

 

 

 

 

 

 

Lamps in Series

 در شکل روبرو اگر کلید بسته شود تمام مصرف کننده ها روشن می شوند

 

 

 

Lamps in Parallel

 در شکل روبرو اگر یکی از کلیدها وصل شود فقط لامپ مربوط به خود را روشن می کند

 

 

 

Switches in Series

 ایم مدار معادل یگ گیت AND  منطقی عمل می کند یعنی هر دو کلید باید وصل باشد تا مصرف کننده روشن شود

 

 

 

Switches in Parallel

 ایم مدار معادل یک گیت OR منطقی عکل می کند یعنی اگر یکی از کلیدها وصل شود مصرف کننده روشن می شود

 

سيگنالهاي  DC , AC

 

AC به معني جريان متناوب و DC  به معني جريان مستقيم مي باشد . اين دو مولفه گاهي به سيگنالهاي الكتريكي ( مثلاً ولتاژ ) هم كه جريان نيستند اطلاق مي شود . بنابراين سيگنالهاي الكتريكي جريان يا ولتاژي هستند كه منتقل كننده اطلاعات ( كه معمولا ولتاژ ميباشد ) هستند .

 

جريان متناوب  AC

سيگنالهاي متناوب در يك مسير منتشر ميشوند و سپس تغيير مسير مي دهند و اين عمل دائماً تكرار مي شود . يعني ابتدا يك سيكل مثبت و بعد يك سيكل منفي و به همين ترتيب تكرار مي شوند .

يك ولتاژ  متناوب  دائماً بين مثبت و منفي تغيير ميكند و بصورت موجي تكرار ميشود .

به هر تغييرات بين مثبت و منفي ، يك سيكل گفته مي شود و واحد آن هرتز مي باشد . در ايران وسائل الكتريكي با فركانس 50 هرتز كار مي كنند .

شكل بالا شكل موج يك منبع تغذيه متناوب است كه به آن موج سينوسي اطلاق مي شود و به شكل پائين از آنجا كه مستقيماً بين مثبت و منفي تغيير مي كند ، شكل موج مثلثي اطلاق مي شود .

سيگنالهاي متناوب براي راه اندازي وسائلي از قبيل لامپ ها و گرم كننده ها بكار مي روند ولي اكثر مدارهاي الكتريكي براي كار نياز به يك ولتاژ مستقيم دارند كه در زير به آن اشاره شده است .

 

 

جريان مستقيم  DC

جريان مستقيم هميشه در يك مسير جاري مي شود ( هميشه مثبت و يا هميشه منفي است ) ولي ممكن است ميزان آن كاهش يا افزايش پيدا كند .

باتري ها و رگولاتورها ولتاژ مستقيم مي دهند و اين ولتاژ براي مدارهاي الكترونيكي مناسب است . اكثر منابع تغذيه شامل يك تبديل كننده ترانسفورماتوري هستند كه جريان اصلي غير مستقيم را به يك جريان غير مستقيم كم و بي خطر تبديل مي كنند .

سپس اين جريان كم و بي خطر توسط مدارات يكسو كننده جريان از غير مستقيم به مستقيم تبديل مي شود . البته اين ولتاژ مستقيم يك ولتاژ متغيير مي باشد و براي مدارهاي الكترونيكي مناسب نيست و لذا براي صاف كردن سطح ولتاژ مستقيم از يك خازن استفاده مي شود تا ولتاژ مستقيم براي مدارات الكترونيكي حساس قابل استفاده شود .

در شكل مقابل بالا شكل موج يك ولتاژ مستقيم ثابت و يكنواخت كه از طريق باتري تامين ميشود نشانداده شده است .

شكل وسط يك ولتاژ مستقيم با صاف كننده سطح ولتاژ ( خازن )  است كه مناسب بعضي از مدارهاي الكترونيكي مي باشد .و شكل پائين يك ولتاژ مستقيم بدون استفاده از خازن را نشان مي دهد .

 

 

 

 

مشخصات سيگنال هاي الكتريكي

همانطور كه بيان شد ، سيگنالهاي الكتريكي ولتاژ يا جرياني هستند كه انتقال دهنده اطلاعات كه معمولا ولتاژ است ، هستند .

در نمودار مقابل مشخصات مختلفي از سيگنال الكتريكي نشان داده شده است . يكي از اين مشخصات فركانس است كه به تعداد سيكل ها در ثانيه اطلاق مي شود .

Amplitude  ماكزيمم ولتاژي است كه سيگنال دارد و Peak voltage  نام ديگري براي Amplitude  است .

  پيك تو پيك ( Peak-peak voltage ) دو برابر مقدار پيك ولتاژ مي باشد .

 دوره تناوب ( Time period )  زماني است كه براي طي شدن يك سيكل كامل نياز است . اين زمان بر حسب ثانيه اندازهگيري مي شود و در زمانهاي خيلي كوتاه از واحد هاي ميكروثانيه هم استفاده مي شود .

فركانس ( Frequency   ) به تعداد سيكل ها در هر ثانيه اطلاق مي شود و واحد آن هرتز است . در اندازه گيري فركانس هاي بالا از واحد هاي كيلوهرتز و مگاهرتز نيز استفاده مي شود .

 

در ايران فركانس شبكه برق 50 هرتز است بنابراين دوره تناوب برابر است با 20 ميكروثانيه .

1/50 = 0.02s = 20ms.

هر كيلو هرتز برابر با هزار هرتز و هر مگاهرتز برابر را يك ميليون هرتز است .

1kHz = 1000Hz    و   1MHz = 1000000Hz.

 

فركانس  =  

        1        

     و          

دوره تناوب  =  

        1        

دوره تناوب  

فركانس

 

 

 

 

ارزش و مقدار  RMS  ( ولتاژ مؤثر )

در ولتاژ غير مستقيم ، ولتاژ از صفر شروع و به پيك مثبت مي رسد و دوباره به صفر رسيده و سپس به پيك منفي مي رسد و لذا در بيشتر اوقات ، ولتاژ از مقدار پيك ولتاژ كمتر است . لذا از يك مقدار موثر استفاده مي كنيم كه همان RMS  است . مقدار ولتاژ RMS برابر است با 0.7 ولتاژ پيك

VRMS = 0.7 × Vpeak   and   Vpeak = 1.4 × VRMS

ارزش يا معيار RMS  يك ارزش موثر ولتاژ يا جريان متغيير مي باشد ، بدين معني كه اين ولتاژ تاثير اصليش در مدار معادل آن مقدار است . بعنوان مثال يك لامپ كه به ولتاژ 6 ولت RMS  متصل شده ، همان مقدار روشنائي را دارد كه اگر به يك ولتاژ 6 ولت مستقيم متصل مي شد .به هر حال نور لامپي كه با ولتاژ 6 ولت RMS  روشن شود ، كمتر است از نور لامپي كه با 6 ولت مستقيم روشن شود . چون ولتاژ موثر 6 ولت غير مستقيم برابر است با 2/4 ولت يعني برابر با 2/4 ولت مستقيم نور مي دهد .

بحث ولتاژ مؤثر اين فكر را بوجود مي اورد كه مقدار RMS  نوع ديگري از ميانگين است ولي بخاطر داشته باشيد كه اين مقدار قطعاً ميانگين نيست . در واقع ولتاژ يا جريان ميانگين غير مستقيم ، صفر خواهد بود . چون بخش هاي مثبت و منفي سيگنال هم را خنثي مي كنند و وقتي ميانگين مي گيريم ، ميانگين براببر با صفر خواهد بود . بنابراين ولتاژ RMS  قطعاً يك ولتاژ ميانگين نيست .

 

اينك اين سوال پيش مي ايد كه يك ولتمتر AC  چه مقداري را نشان مي دهد ، مقدار مؤثر يا مقدار پيك ولتاژ ؟

پاسخ اين است كه ولتمترهاي AC  مقدار موثر ولتاژ يا جريان را نشان مي دهند در ولتاژهاي مستقيم هم مقدار مؤثر DC نشانداده مي شود .

سؤال ديگري كه مطرح است اين است كه بطور مثال  6 ولت مستقيم دقيقاً چه معنائي دارد ، مقدار مؤثر يا مقدار پيك ولتاژ معني دارد ؟

در اين موارد اگر منظور پيك ولتاژ باشد معمولاً قيد مي شود و در غير اينصورت منظور مقدار مؤثر خواهد بود . براي مثال وقتي مي گوئيم 6 ولت AC  به معني 6 ولت مؤثر است كه پيك ولتاژ آن 8/6 ولت است .

در ايران ولتاژ 220 ولت براي مصارف عمده الكتريكي مورد استفاده قرار مي گيرد ، اين به معني 220 ولت موثر بوده  و پيك آن حدود 320 ولت است .

 

+ نوشته شده توسط عیلرضا اسلامی نژاد در جمعه دوم دی 1384 و ساعت 21:56 |

خازن وسیله الکتریکی است کخ در مدارهای الکتریکی اثر خازنی ایجاد می کند . اثر خازنی حاصیتی است که سبب می شود مقداری انرژی الکتریکی در یک میدان الکترواستاتیک ذخیره شود و بعد از مدتی آزاد گردد . به تعبیر دیگر ، خازنها المانهایی هستند که می توانند مقداری الکتریسیته را بصورت یک میدان الکترواستاتیک در خود ذخیره کنند . همانگونه که یک مخزن آب برای ذخیره کردن مقداری آب مورد استفاده قرار می گیرد . خازنها به اشکال گوناگون ساخته می شوند که متداول تریم آنها خازنهای مسطح هستند . این نوع خازنها از دو صفحه ی هادی که بین آنها عایق یا دی الکتریک قرار دارد ، تشکیل می شوند . صفحات هادی نسبتا بزرگ اند و در فاصله ای بسیار نزدیک به هم قرار می گیرند . دی الکتریک انواع مختلفی دارد و با ضریب مخصوصی که نسبت به هوا سنجیده می شود ، معرفی می گردد . این ضریب را ضریب دی الکتریک می گویند .

شارژ خازن

باری اینکه خازن شارژ شود - یعنی انرژی الکتریکی را ذخیره کند - باید آن را به یک پتانسیل ( ولتاژ ) وصل کرد . بعضی از خازنها پلاریته دارند یعنی باید در هنگام اتصال به باتری قصب مثبت باتری به مثبت خازن وصل شود و قطب منفی باتری به منفی خازن وصل شود .

 

انواع خازنها

ثابت : کاغذی . میکا . الکترولیتی . سرامیک

متغیر : خازن هوا . خازن تریمر

خازن های ثابت :

در خازن های ثابت ، ظرفیت از پیش تعیین شده و ثابت است و مقدار آن را بعد از ساخت نمی توان تغییر داد . خازن های ثابت را معمولا با جنس دی الکتریک به کار رفته در آنها می شناسند .

خازن کاغذی :

خازنهای کاغذی به دلیل ارزان بودن و اندازه کوچکشان مورد استفاده فراوان قرار می گیرند . جنس دی الکتریک آنها کاغذ آغشته به پارافین است و در ولتاژ پیش از 600 ولت مورد استفاده قرار می گیرند . صفحات این خازنها به صورت نوارهای صاف و طویل از جنس ورقه های قلع است . کاغذ آغشته به پارافین بین دو صفحه ، حکم دی الکتریک را دارد و این هر سه بصورت لوله ، پیچیده شده اند و داخل یک استوانه قرار می گیرند .

 

خازن میکا :

خازن میکا از تعدادی ورقه ی نازک میکا به عنوان دی الکتریک و ورقه های نازک فلزی تشکیل می شوند . این ورقه ها به صورت یک در میان روی هم قرار می گیرند . ورقه های فلزی در دو دسته به یک دیگر متصل شده اند تا سطح موثر هر صفحه ی خازن را بزرگتر کنند و ظرفیت خازن بالا رود . هر چه مقدار صفحات فلزی بیش تر و اندازه ی آنها بزرگتر باشد ، ظرفیت خازن افزایش می یابد . مجموعه ورقه های میکا و فلز در یک کپسول قرار می گیرند .

خازن الکترولیتی :

خازن های الکترولیتی دارای قطبیت معینی است و از آن در مدار های dc استفاده می شود . یک صفحه از خازن الکترولیتی مثبت است که به سر مثبت منبع وصل می شود . صفحه دیگر منفی است و به سر منفی منبع متصل می گردد . ظرفیت این خازن ها بالا و از چند میکروفاراد تا چند هزار میکروفاراد است . ولتاژ شکست این خازن ها معمولا کم و جریان نشتی انها نسبت به سایر خازنها زیاد است . خازن های الکترولیتی را با الکترولیت مایع و هم با الکترولیت خشک می سازد .

خازن سرامیک :

خازنهای سرامیک دارای دی الکتریک بالا با توان بالا و اندازه کوچک هستند . از این خازنها در فرکانس های بالا استفاده می شود . صفحات خازن سرامیکی از جنس نقره و به صورت صفحات بیسار نازکی هستند که ماده ی دی الکتریک بین آنها را سرامیک تشکیل می دهد . این خازنها از لحاظ فیزیکی بسیار کوچک اند . ظرفیت خازنهای سرامیکی از چند پیکوفاراد تا میکروفاراد متغیر است . ولتاژ شکست این خازنها زیاد است و می تواند در ولتاژ های بالا ( چندین هزار ولت ) کار کنند .

خازنهای متغیر :

خازنها متغیر خازنهایی هستند که ظرفیت آنها در هر لحظه می توان از حداقل تا حداکثر تغییر داد . با خازنهای متغیر می توان ظرفیت مورد نیاز را تنظیم کرد . از این گونه خازنها در فرکانس های پایین ، متوسط و بالا استفاده می شود . محدوده فرکانس های پایین از 250 پیکو تا 500 پیکو و برای فرکانس ها بالا حدود چند پیکو فاراد است .

خازن هوا :

خازنی است که دی الکتریک آن هوا است و بیشتر برای انتخاب فرکانس مناسب در گیرنده ها با یک سلف به طور موازی بسته می شود . این گونه خازنها از چندین صفحه متحرک اند . صفحات به صورت یک در میان به فاصله منظم از یک دیگر قرار دارند . با چرخش محور که به صفحات متحرک کتصل است ، صفحات متحرک بین صفحات ثابت حرکت می کنند ، سطح موثر صفحات تغییر می کند و در نتیجه ، ظرفیت خازن نیز متناسب با گردش محور تغییر می کند .

خازن تریمر :

این خازنها بسیار کوچک اند و در مدارها بکمک پیچ گوشتی می توان آنها را تنظیم کرد . با تغییر دادن فاصله بین صفحات ، ظرفیت خازن تغییر می کند . ماده عایق این خازنها معمولا میکا یا سرامیک است . از این خازنها در فرکانس های بالا استفاده فراوان می شود .

+ نوشته شده توسط عیلرضا اسلامی نژاد در جمعه دوم دی 1384 و ساعت 21:46 |

دیود چیست ؟ از اتصال دولایه p & n دیود درست می شود

1- بعد از پیوند نیمه هادی نوع p & n کنار یکدیگر ، الکترونهای آزاد و حفره ها از محل پیوند عبور کرده ، با هم ترکیب می شوند و تشکیل یک لایه سد یا عایق می دهند .

2- یک منطقه تخلیه در محل پیوند ها ایجاد می شود که فاقد الکترونهای آزاد و حفره ها می باشد ، لکن اتمهایی که الکترون از دست داده و یا گرفته اند ، در دو طرف لایه سد و در منطقه تخلیه وجود دارند .

3- اتمهای یونیزه شده ، ایجاد سد پتانسیل می کنند که برای نیمه هادی ژرمانیومی حدود ۰.۲ ولت است و برای نیمه هادی سیلسیمی حدود ۰.۶ ولت است .

4- سد پتانسیل باعث که از حرکت و ترکیب بیشتر الکترونها و حفره ها در لایه سد جلوگیری به عمل آید .

5- کریستال نیمه هادی نوع p دارای بار الکتریکی مثبت و کریستال نیمه هادی n دارای بار الکتریکی منفی می باشد .

بایاس دیود

وصل کردن ولتاژ به دیود را بایاس کردن دیود می گویند .

بایاس مستقیم

اگرنیمه هادی نوع p به قطب مثبت باتری و نیمه هادی نوع n به قطب منفی آن وصل شود و ولتاژ از پتانسیل سد دیود بیشترباشد ، در مدار جریان بر قرار خواهد شد .

 

بایاس معکوس

اگر قطب مثبت باتری به نیمه هادی نوع n وصل شود و قطب منفی باتری به نیمه هادی نوع p وصل شود ، جریانی در مدار نخواهیم داشت .

تست دیود

همانطور که گفته شد اگر دوید در بایاس موافق یا معکوس قرار بگیرد جریان را از خود عبور می دهد و ما می توانیم دیود را با یک مدار ساده سری کنیم ( البته با رعایت قطبهای دیود و باتری ) اگر مدار شروع به کار کرد پس دیود سالم است و در غیر این صورت دیود سوخته شده است .

انواع دیود ها

1- دیود اتصال نقطه ای

2- دیود زنر

3- دیود نور دهنده LED

4- دیود خازنی ( واراکتور )

5- فتو دیود

دیود اتصال نقطه ای

دیود های معمولی در بایاس معکوس ایجاد ظرفیت خازنی ( حدود PF ) می کنند . اگر بخواهیم در فرکانس های بالا به کار می بریم ، به علت ظرفیت خازنی در بایاس معکوس ، جریان در مدار عبور می کند . چون در فرکانس های بالا مقاومت دیود کم می شود . برای جلوگیری از این کار از دیود اتصال نقطه ای استفاده می کنیم

دیود زنر

دیود زنر ، مانند یک دیود معمولی از دو نیمه هادی نوع P & N ساخته می شود . اگر یه دیود معمولی را در بایاس معکوس اتصال دهیم و ولتاژ معکوس را زیاد کنیم ، در یک ولتاژ خاص ، دیود در بایاس معکوس نیز شروع به هدایت می کند . ولتاژی که دیود در بایاس مخالف ، شروع به هدایت می کند ، به ولتاژ زنر معروف است و با تنظیم نا خالصی می توان ولتاژ شکسته شدن پیوند ها را کنترل کرد

ولتاژ زنر : ولتاژی که دیود زنر به ازای آن در بایاس معکوس ، هادی می شود به ولتاژ زنر معروف است .

دیود نوردهنده LED

این دوید از دو نوع نیمه هادی P & N تشکیل شده است . هر گاه این دیود ، در بایاس مستقیم ولتاژی قرار گیرد و شدت جریان به اندازه کافی باشد ، دیود ، از خود نور تولید می کند . نور تولید شده در محل اتصال دو نیمه هادی تشکیل می شود . نور تولیدی بستگی به جنس به کار برده شده در نیمه هادی دارد . این لامپ چند مزایا بر لامپ های معمولی دارد که عبارتند از :

1- کوچک بودن و نیاز به فضای کم

2- محکم بودن و داشتن عمر طولانی ( حدود صد هزار ساعت کار )

3- قطع و وصل سریع نور

4- تلفات حرارتی کم

5- ولتاژ کار کم ، بین ۱.۷ ولت تا 3.3 ولت

6- جریان کم حدود چند میلی آمپر با نور قابل رویت

7- توان کم ، حدود ۱۰ تا ۱۵۰ میلی وات

 

دیود خازنی ( واراکتور )

این دیود از دو نیمه هادی نوع P & N تشکیل می شود . دیود خازنی در واقع دیودی است که به جای خازن بکار می رود و مقدار ظرفیت آن با ولتاژ دو سر آن رابطه عکس دارد

فتو دیود

این دیود از دو نیمه هادی نوع P & N تشکیل می شود . با این تفاوت که محل پیوند P & N ، جهت تابانیدن نور به آن از مواد پلاستیکی سیاه پوشیده نمی باشد ، بلکه توسط شیشه و یا پلاستیک شفاف پوشیده می گردد تا نور بتواند با آسانی به آن بتابد . روی اکتر فتو دیود ها یک لنز بسیار کوچک نصب می شود تا بتواند نور تابانیده شده به آن را متمرکز کرده و به محل پیوند برساند .

 

 

 

+ نوشته شده توسط عیلرضا اسلامی نژاد در پنجشنبه هفدهم آذر 1384 و ساعت 15:46 |

مقاومت چیست؟ مقاومت ها اجزایی هستند که مقاومت مدار را زیاد می کنند . آنها از موادی با هدایت کم و در اندازه ها و شکل های متنوع ساخته شده اند .

مقاومت الکتریکی

عبور جریان الکتریکی از هادی ها از بسیاری جهات شبیه عبور گاز از یک لوله است . اگر این لوله پر از پشم فلزی یا ماده مختلتی باشد ، این شباهت ها بیشتر می شود . اتم های نشکیل دهنده سیم هادی از عبور الکترون ها جلوگیری می کنند ، همانطور که الیاف پشم فلزی مانع عبور مولکولهای گاز می شوند . حال می خواهیم ببینیم که مقاومت هادی ها به غیر از جنس فلز به چه عواملی دیگری بستگی دارد .

تاثیر سطح مقطع بر مقاومت الکتریکی

مقاومت هر جسمی به الکترونهای آزاد آن بستگی دارد . می دانید که واحد شدت الکتریکی آمپر ( A ) است . یک آمپر یعنی این که 6/28ضرب در 10 به توان 18 الکترون آزاد در هر ثانیه از هر نقطه سیم عبور می کند . پس یک هادی خوب باید به مقدار کافی الکترون آزاد داشته باشد تا جریان الکتریکی با چندین آمپر بتواند از آن عبور کند .

بنا بر این طبق شکل هرگاه پهنای فلز افزایش یابد ، در حقیقت سطح مقطع زیادتر و در نتیجه ، مقاومت کم تر می شود . پس سطح مقطع عکس مقاومت عمل می کند

تاثیر طول هادی بر مقاونت الکتریکی :

شاید تصور کنیئ که با افزایش طول هادی عبور جریان راحت تر می شود ولی چنین نیست . اگر چه در یک قطعه مسیبلند تر تعداد بیشتری الکنرون آزاد وجود دارد ولی الکترونهای آزاد اضافی در طول سیم ، در اندازه گیری جریان الکتریکیداخل نمی شود . در واقع هر طول معین از هادی ، مقدار معینی مقاومت دارد و هر چه سیم طویل تر باشد ، مقاومت بیتر می شود .

تغییرات مقاومت به طول سیم

نکته : تغییر طول و سطح مقطع به میزان دو برابر مقاومت را تغییر نمی دهد .

اندازه گیری مقاومت الکتریکی در مدار

مدارهای الکتریکی به دو نوع بسته می شوند : سری یا موازی

اندازه گیری مقاومت الکتریکی در مدارسری :

در مدار سری همانگونه که از نامش پیدا است مقاومت ها به دنبال هم بسته شده اند پس باید تمامی مقدار آنها را با هم جمع کرد

اندازه گیری مقاومت الکتریکی در مدار موازی :

در مدار موازی باید حاصل ضرب تمام مقاومت ها را تقسیم بر مجموع مقاومت ها کرد .

کاربرد مقاومت های الکتریکی

مقاومت های اهمی برای اضافه کردن مقاومت مدارهای الکتریکی به کار می روند . در حقیقت ، آنها اجسامی هستند که در مقابل عبور جریان مقاومت زیادی از خود نشان می دهند . موادی که غالباٌ در مقاومت ها به کار می روند عبارتند از کربن ، آلیاژ مخصوص از فلزاتی از قبیل نیکروم ، کنستانتان و منگانان . مقاومت اهمی را طوری به مدار می بندیم که جریان همان طور که از بار الکتریکی و منبع ولتاژ عبور می کند ، از آن هم بگذرد . در این صورت مقاومت کل مدار مجموع مقاومت های بار الکتریکی ، منبع ولتاژ ، سیم های رابط و مقاومت اهمی است . توجه داشته باشید که فقط با اضافه کردن یک مقاومت اهمی مناسب به مدار می توان مقاومت کل مدار را به اندازه ی دلخواه تغییر داد .

انواع مقامت ها

1- مقاومت های ترکیبی

2- مقاومت های سیم پیچی

3- مقاومت های لایه ای

طبقه بندی مقاومت های از نظر نوع کار

1- مقاومت های ثابت : مقاومت های ثابت دو سیم رابط دارند که به دو انتهای مقاومت متصل است . اصولا مقدار این نوع مقاومت های ثابت است ولی بعضی از آنها دارای مقاومتهای متفاوتی هستند . این مقاومت ها به دو دسته ی الف - مقاومت ها زبانه دار و ب - مقاومتهای قابل تنظیم تقسیم می شوند .

الف) مقاومت های زبانه دار : در این نوع مقاومت ها علاوه بر دو سیم انتهایی ، سر سیم های دیگری بین دو سر مقاومت وجود دارد . با اتصال ترمینال های مختلف به مدار مقاومت های متفاوتی حاصل می شود . هر یک از این مقاومت ها دارای مقاومت ثابتی هستند .

ب) مقاومت های قابل تنظیم : دیدید که مقاومت های ثابت قابلیت انعطاف ندارند ، زیرا مقاومتشان کاملا تعیین شده و مقدار آن تغییر نا پذیر است . مقاومت های زبانه دار تا حدودی قابلت انعطاف دارند ، چون بیش از یک مقدار مقاومت می توان از آنها بدست آورد . با وجود این تعداد مقاومت هایی را که می توان از آنها بدست آورد به 3 یا 4 محدود می شود . آنچه اغلب مورد نیاز است ، مقاومتی است که بوسیله آن بتوان حدود معینی از مقاومت را از 0 تا 1 حد اکثر بدست آورد . این مقاومت ها طوری ساخته نشده اند که بتوان آنها را پیوسته تغییر داد . در واقع ، هنگام نصب این مقاومت ها در مدار، آنها را روی مقاومت دلخواه تنظیم کرده و سپس با همان مقاومت در مدار کار می کنند .

2- مقاومت های متغییر : در بسیاری از وسایل الکتریکی مقدار بعضی از مقاومتها باید پیوسته تغییر کند ، پیچ ولوم رادیو ، کنترل کننده روشنایی تلویزیون از آن جمله اند . مقاومتهای متغیر مقاومتهایی هستند که پیوسته می توان مقدار آنها را تغییر داد .

به آن دسته از مقاومت هاي متغير ، " وابسته " گفته مي شود که به وسيله عواملي از قبيل نور ، حرارت ، ولتاژ و ... مقدار مقاومتشان تغيير کند . اين مقاومت ها انواع مختلفي دارد که عبارت اند از :

 

الف- مقاومتهاي تابع حرارت THERMISTOR (Tehrmally sensitive resistor):

مقدار اهم اين مقاومت ها تابع حرارت است . يعني ، در اثر حرارت ميزان مقاومتشان تغيير مي کند. مقاومت هاي حرارتي را تحت عنوان " ترميستور" مي شناسيم . در اين مقاومت ها تغييرات مقدار مقاومت نسبت به تغييرات دما خطي نيست. از اين مقاومت ها در مدارهابه صورت حس کننده(Sensor) هاي حرارتي در مسير دستگاه هاي الکتريکي نظير موتورهاي الکتريکي ، کوره ها ، سيستم هاي تهويه و تبريد استفاده مي شود . به طور کلي ترميستورها در مداراتي که دما را اندازه گيري يا کنترل مي کنند به کار مي روند و در دو نوع ساخته مي شوند . 1- ترميستور با ضريب حرارتي مثبت (PTC): که با افزايش دما مقدار مقاومت آن افزايش مي يابد . و 2- ترميستور با ضريب حرارتي منفي (NTC) : که با افزايش دما مقدار مقاومتش کاهش مي يابد .

 

ب- مقاومت هاي تابع نور LDR(Light Dependent Resistor):

 مقدار مقاومت تابع نور تابع تغييرات شدت نور تابيده شده به سطح آن است. مقاومت تابع نور در فضاي تاريک داراي مقاومت خيلي زياد (در حد مگا اهم ) و در روشنايي داراي مقاومت کم ( در حد کيلو يا اهم ) است . مقاومت هاي LDR را " فتو رزيستور " هم مي نامند . براي اينکه نور روي عنصر مقاومتي فتورزيستور اثر گذارد معمولا سطح ظاهري آن را با شيشه يا پلاستيک شفاف مي پوشانند . از اين مقاومت در مدارات الکترونيکي به عنوان تشخيص دهنده ي نور (نور سنج ) استفاده مي شود . از جمله کاربردهاي اين مقاومت استفاده ي آن در دوربين هاي عکاسي و کليدهاي نوري و چشم هاي الکترونيکي است .

 

ج- مقاومت هاي تابع ولتاژ VDR ( Voltage Dependent Resistor ) : مقاومت هاي تابع ولتاژ ، مقاومت هايي هستند که متناسب با تغيير ولتاژ ، مقاومت آنها تغيير مي کند تا همواره ولتاژ يکساني در مدار وجود داشته باشد . مقاومت VDR را تحت عنوان " واريستور " نيز مي شناسند . مقدار اهم اين مقاومت ها با ولتاژ رابطه ي معکوس دارد . يعني با افزايش ولتاژ مقدار اهم آنها کاهش مي يابد . واريستورها به پلاريته ي ولتاژ اعمال شده وابسته نيستند که اين خود مزيتي براي اين نوع مقاومت ها محسوب مي شود ، زيرا براي استفاده در مدارات AC بسيار مناسب هستند. از جمله کاربرهاي اين مقاومت ها عبارتند از : 1- تثبيت کنندهاي ولتاژ 2- حفاظت مدارها در مقابل اضافه ولتاژها در لحظات قطع و وصل کليد .

 

د-مقاومت هاي تابع ميدان مغناطيسيMDR(Magnetic Dependen Resistor):

مقاومت هاي تابع ميدان به مقاومت هايي گفته مي شود که به سبب اثر ميدان مغناطيسي بر آنها مقدار اهمشان تغيير مي کند . در ساخت اين مقاومت ها از نيمه هادي هايي استفاده شده که داراي ضريب حرارتي منفي هستند. به همين دليل در صورت افزايش دما مقدار مقاومت آن ها کاهش مي يابد .

 

نحوه تعیین مقدار مقاومت ها از روی کد رنگی : رنگ اولین نوار نشان دهنده اولین عدد صحیح مقدار مقاومت است و رنگ دومین نوار نشان دهنده دومین عدد صحیح مقدار مقاومت است . رنگ سومین نوار نشان دهنده ضریب مقاومت است . رنگ نوار چهارم حدود خطا ( تلرانس ) را معین می کند .

 رنگ        عدد صحیح                  مضرب                 تلرانس

سیاه             0                           1                         -

قهوه ای         1                         10                         -

قرمز              2                       100                         -

نارنجی          3                      1000                         -

زرد               4                    10000                         -

سبز             5                   100000                         -

آبی              6                 1000000                          -

بنفش           7                10000000                          -

خاکستری      8              100000000                          -

سفید           9             1000000000                          -

طلائی          -                     -                                5%

نقره ای         -                                                    10%

بی رنگ         -                     -                               20%

 

قانون اُهم

 

براي بوجود آوردن جريان در يك مقاومت ، بايد يك ولتاژ را در سرتاسر مقاومت ايجاد كنيم . قانون اُهم وابستگي بين ولتاژ ، جريان و مقاومت را بيان ميكند كه به 3 روش مختلف بيان مي شود .

V = I × R

يا

I =

 V

 R

 يا

R =

 V

 I

 

در فرمولهاي  بالا واحد ولتاژ ( ولت V ) واحد جريان ( آمپر I ) و واحد مقاومت ( اُهم ohm ) مي باشد .

در اكثر مدارهاي الكتريكي معمولاً مقدار آمپر بسيار بالا و برعكس مقدار مقاومت معمولاً پائين در نظر گرفته شده است . لذا جريان با ميلي آمپر و اُهم با كيلو اُهم اندازه گيري مي شود .

 

محاسبات قانون اُهم

 

از متد زير استفاده كنيد تا در مسير محاسبات شما را هدايت كند

1 - ابتدا مقادير را بنويسيد و واحد ها را هم اگر ضروري است ذكر كنيد .

2 - معادله اي را كه احتياج داريد انتخاب كنيد .

3 - اعداد را داخل معادله قرار دهيد و جواب را محاسبه كنيد .

مثال : بر روي يك مقاومت 6 اُهم ، 3 ولت ولتاژ وجود دارد ، اينك مقدار جريان چقدر است ؟

مقادير :

 R = 6 ohm

V = 3 V

I = ?

 

فرمول انتخابي :      I = V/R

پاسخ :    I = 3/6 = 0.5 A

 

واحد ها در الكترونيك

 

 

Quantities

Quantity Usual
Symbol
Unit Unit
Symbol
Voltage V volt V
Current I amp* A
Charge Q coulomb C
Resistance R ohm ohm
Capacitance C farad F
Inductance L henry H
Power P watt W
Energy E joule J
Time t second s
Frequency f hertz Hz
* strictly the unit is ampere, but this is
almost always shortened to amp.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Units

 

Prefix Prefix
Symbol
Value
milli m 10-3 = 0.001
micro µ 10-6 = 0.000 001
nano n 10-9 = 0.000 000 001
pico p 10-12 = 0.000 000 000 001
kilo k 103 = 1000
mega M 106 = 1000 000
giga G 109 = 1000 000 000
tera T 1012 = 1000 000 000 000

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط عیلرضا اسلامی نژاد در شنبه دوازدهم آذر 1384 و ساعت 19:12 |